Event Based Intelligence – EBI

هوشمندي تجاري معمول (يا همان business intelligence (BI) ) از آناليز اطلاعات قبلي و وضعيتهاي گذشته ؛ ممکن است راه حلهايي براي آينده پيشنهاد بکند. در اين حالت عمليات جاري اصلاح نميشود بلکه جريان کارها به همان روال قبل ادامه پيدا مي کند و با استفاده از  BI  تصميماتي براي آينده اخذ ميشود و جريان کار براي بعد از اين مورد اصلاح ميشود. بعبارت ديگر ابزاري براي جلوگيري از شکست و مشکل ايجاد شده براي مورد در حال اجرا وجود ندارد . اتفاق مي افتد و عمل با همان وضعيت انجام ميشود بعد مي آيند و آناليز ميکنند و مشکل را ميبينند و تصميم ميگيرند بعد از اين به روش ديگري عمل کنند تا اين شرايط نه چندان مطلوب پيش نيايد بعبارتي از  تکرار مشکلات و کاستيها و تکرار روشهايي که نتايج نامطلوب خواهد داشت ؛ جلوگيري ميشود

برخي مواقع زمان پاسخگويي و اصلاح فرآيندها و جريان کارها بسيار حياتي و تاثير گذارند و لازم است فرآيند درحال اجرا اصلاح گردد تا هزينه هاي گزافي به سازمان تحميل نگردد براي اجراي اين امر ؛  بهتر است که  ابزاري وجود داشته باشد که به کارکنان کمک نمايد همان لحظه وضعيت جاري را ببينند و آناليز نمايند و در همان لحظه نسبت به اصلاح فرآيند اقدام نمايند  . براي اين مورد سناريوي ديگري بنام   (EBI ) event based intelligence مطرح ميگردد ؛ نامهاي ديگري نيز براي اين سناريو اطلاق ميگردد ( مانند ( Business Activity Monitoring (BAM ؛ Complex Event Processing (CEP) )

 

در اين نوع سناريو از معماريهاي متمرکز بر داده بايستي به معماري متمرکز بر رويداد ؛ گرايش پيدا کرد .

اولين نياز اين سناريو داشتن امکان گرداوري رويدادها از منابع متفاوت مي باشد . بايستي از منابع مختلفي مثل  API  ها و وب سرويسها و log هاي سيستم و بانک اطلاعاتي و  … وقايع گرداوري شده و پردازش شوند. سيستم بايستي قادر به شناسايي  رويدادها در نقاط مختلف فرآيند باشد که اين رويدادها ممکن است بصورت خطي نيز نباشند

همچنين EBI   نياز به قابليت مدل نمودن ويژگيها ؛ محدوديتها و وابستگيهاي رويدادها  خواهد داشت. برخي مواقع ممکن است ساختار وقايع ناشناخته باشد که در اين حالت ناچار به استفاده از ابزار ديگري مانند داده کاوي براي استنباط  ويژگي و وابستگي رويدادها استفاده گردد

ماشين پردازش رويدادها مجموعه اي از رويدادها را  از  جريان فرايندها بررسي کرده و با توجه به محدوديتها و با مشخص کردن رويدادي که نبايستي اتفاق بيافتد ؛ در نهايت رويداد مناسبي که بايستي انجام شود مشخص شده و به کاربر پيشنهاد ميگردد

در سطح مراوده با کاربر از داشبوردهاي خاصي  متناسب با هر کاربر براي  مشاهده رويدادها و فرايندها و فعاليتها استفاده ميگردد .  داشبورها براي کاربر  امکان  مشاهده لايه هاي پاييني رويدادها را فراهم مينمايند . امکان جستجوها و پرسشها کاربر را قادر به گردآوري و ضميمه نمودن متون ديگري از بانک اطلاعاتي و مدارک و نامه هاي الکترونيکي و … مينمايد.

(برگرفته از وبلاگهاي  SAP(

 

Advertisements

SAP and Web 2.0

اين نوشته قصد دارد در باره  نواوريهاي انجام شده  در  SAP Web 2.0 بحث نمايد

اولين موردي که بايستي بدان توجه کنيم اين است که از  سه زاويه متفاوت  ميتوان در رابطه با  تعاملات  SAP  با  WEB 2  بحث و بررسي نمود:

  • محصولات و سرويسهايي که  SAP  براي مشتريان خود تهيه نموده است  (  Web 2.0 by SAP)
  • چگونگي استفاده  SAP  از تکنيکها ي  Web 2  بمنظور تعامل با مشتريان و شرکا (Web 2.0 with SAP)
  • چگونگي استفاده از تکنولوژي  Web 2در  SAP(Web 2.0 at SAP)

چه فعاليتهايي  SAP  براي هر يک از موارد فوق انجام مي دهد ؟

–         Web 2.0 by SAP :

  • مفهوم  Web 2  معاني متفاوتي براي افراد مختلف دارد؛ اما بطور کلي اشخاص از آن بمنظور يک يا چند مورد از موارد زير استفاده ميکنند:
  • اينترفيسهاي آسان و قدرتمند : محصولات  Web 2 اينترفيسهاي ساده و جذاب و گويايي دارد که اشخاص را قادر مي سازد دسترسي به اطلاعات داشته و بدون آموزش قادر به انجام وظايفشان باشند
  • امکان استفاده از تکنولوژيهاي Mobile, and Cloud Computing در صورت لزوم و درخواست: نرم افزارهاي  Web 2  تهيه شده تا  با ابزارهاي متفاوتي از طريق تکنولوژي  بر مبناي وب ارتباط داشته باشند
  • همکاري و تعاون : ابزارهاي وب 2 امکان کار افراد را با يکديگر فراهم مي آورد تا بتوانند به اهداف مشترکي دسترسي يابند (در حاليکه امکان گذر از مرزهاي سنتي قبلي مانند کشور و فرهنگ و کمپاني فراهم شده است)
  • شبکه هاي اجتماعي : ابزارهاي وب 2 امکان ارتباط اشخاص را فراهم آورده و اطلاع از آخرين وضعيت آنها نيز در دسترس خواهد بود. SAP  به سازمانها ابزارهاي مورد نياز جهت مونيتور نمودن و بهينه نمودن ارتباطات شبکه اي  داخل و يا بيرون سازمان را فراهم ميکند
  • Mashups  : ابزارهاي وب 2 بصورت باز و با سهولت با ديگر سيستمها  هماهنگ و يکپارچه ميشوند.  SAP يکي از پيشروان  واقعي فرايندهاي تجاري است و دقيقا پي برده است که داشتن يک پل  ارتباطي با ديگر سيستمها و ترکيب اطلاعات از منابع مختلف يک اصل اساسي است.

–         Web 2.0 with SAP :

  • شبکه اجتماعي SAP : سايت شبکه اجتماعي  SAP (SCN)‌بعنوان يکي از بهترينها در صنعت ارزيابي شده است. اين شبکه به اکوسيستم SAP شامل مشتريان ؛  شرکا و همکاران و تامين کنندهگان راه حلها و پرسنل امکان اشتراک  سئوالات و تجربيات را فراهم مينمايد.دامنه وسيعي از تجارت هاي متفاوت و راه حلها و تکنيکهاي متفاوت  در آن پوشش داده ميشود. مجموعه کاملي از ابزارهاي وب 2 براي اعضا تدارک ديده شده است . SCN  بيش از 2 ميليون عضو دارد که روزانه حدود 6000 پست در آن انتشار مي دهند
  • برنامه توسعه نفوذ  SAP :‌ برنامه تهيه شده براي  SAP شامل ميتينگهاي منظم و رويدادها و داشتن زير ساختي براي پاسخهاي سريع و سئوالات مي باشد.
  • مرکز نوآوريهاي نرم افزارهاي تجاري  SAP :   در حال حاضر  SAP  بطور فزاينده اي در حال دستيابي به  نو آوريهايي در زمينه وب 2 است.

–         Web 2.0 at SAP :

  • تمامي پرسنل  SAP  امکان دسترسي  به تمامي مجموعه ابزارهاي وب 2 را از طريق پرتال  داخلي شامل وبلاگها و ويکي ها و اتاقهاي گفتگو  و … دارند.

براي دسترسي به اطلاعات بيشتر به آدرس :‌  SAP Web 2.0 blog.    ميتوان مراجعه نمود.

 

مديريت سيستماتيک

کاوه عزيز در پستي بنام گزارشهاي مديريتي (http://www.kavehyn.blogfa.com/8807.aspx  ) مطلبي نوشته و از تهيه اين گزارشات گله کرده است. اين مباحث جاهاي ديگر نيز مطرح هست .  به نظرم مطلب ايشان در مورد اکثر مديران ايراني صادق است اين در حالي است که اين نوع گزارشات در همه جاي دنيا کاملا مرسوم بوده و اصولا از ملزومات اوليه يک سيستم خوب است . علت چيست؟ قبل از هر چيز ببينيم گزارشات مديريتي چيست؟

اسامي دهن پرکن و شيکي مثل «Business intelligence » همه شنيده اند. محتواي اين سيستم يا ماژول يا نرم افزار چيست؟بطور خيلي ساده ومختصر ميتوان چنين گفت که : در هر سازماني مواردي تعيين ميگردد که مدير بايستي آنها را در نظر گرفته و مانيتور کند مثلا » ميزان فروش محصول » و يا «در صد خرابي کالا» ويا «قيمت تمام شده محصول» و…  براي هريک از اين موارد يک مقداري تعريف ميگردد .مثلا ميزان فروش محصول بايستي 1000 واحد باشد . سيستم همواره گزارشاتي را تهيه ميکند و ميزان فروش واقعي را با اين ميزان هدف مقايسه کرده و عموما بصورت نمودار و شکل در اختيار مدير قرار مي دهد.مدير وضعيت را ديده و تصميمات اصلاحي را اتخاذ ميکند با استفاده از ساير گزارشات مديريتي دنبال علت مشکل گشته و سعي در حل آن مينمايد. بعضي جاها سيستمي هست که به کمک مدير آمده و او را در تصميم گيري کمک ميکند (که بنام DSSشنا خته ميشود). بدين ترتيب مدير چنان وابسته به اين گزارشات ميشود که بدون انها حکم فرد نابيناي افليجي را پيدا ميکند که جرات حرکتي پيدا نميکند.

ويا بحث ديگري بنام Cockpit  مطرح است (که قبلا در يکي از نوشته ها در مورد آن نوشته ام) . اينها در واقع ابزاري است که نمايشگر سلامتي سازمان است . عملا اين مورد نيز يک نوع گزارش مديريتي است . مدير با مشاهده لحظه به لحظه آن تصميمات خود را اتخاذ ميکند.

لذا وجود و ضرورت يک سيستم که گزارشات مديريتي خوبي بصورت نمودار و گرافيک و ساده و گويا ؛ تهيه کند بر هيچکس پوشيده نيست و در همه جاي دنيا مديران از آن استفاده ميکنند

اما چرا در ايران اينگونه نيست؟ آيا مديران ما سواد کامپيوتر ندارند يا از اين گزارشات سر در نمي آورند؟ به نظر من اصلا چنين نيست. علت اين امر در اين است که مديران ما سيستماتيک عمل نميکنند و  اصلا مديريتشان تفاوت دارد. در همه جاي دنيا براي سازمان اهدافي تعريف ميگردد و مدير سازمان را مامور دستيابي به آن اهداف مينمايند و مدير نيز همواره فاصله خود را با آن اهداف متر ميکند و سيستم او را در اين  فاصله سنجي  کمک ميکند. اگر ميخواهند مديري را ارزيابي کنند ميزان دستيابي او را با اين اهداف ميسنجند . اگر به هدف رسيده مير خوب و توانايي است و اگر نرسيده مدير نا کارآمدي است.

اما در ايران در ابتداي سال براي هر سازماني اهدافي تعريف ميشود. اين اهداف بصورت پلاکارد و نوشته هاي درشتي نيز در همه جاي سازما ن نصب ميگردد. از فرنگيها هم ياد گرفته ايم که براي هر مورد کميت قابل اندازه گيري و مونيتور کردن مشخص کنيم : مثلا :

–         بالا بردن توليد تا ميزان 100 واحد

–          کاهش هزينه ها 5 درصد

–         آموزش کارکنان 1000 ساعت

–         …

بعد مدير شروع بکار ميکند او بجاي توجه به اين شاخصها بايستي توجه کند که پايش را جاي محکمي گذاشته يا نه؟ چه کساني بر عليه او هستند؟ چه کساني به او کمک ميکنند؟ آيا فلان  سخنران را دعوت کند يانه؟ آيا در فلان جلسه شرکت کند يا نه ؟ آيا بايستي به بالا دست خود گزارشي از کاستيها بدهد يا بايستي همواره همه چيز را خوب جلوه دهد؟ و…

اصلا مسئله اين نيست که او به آن اهداف دست يافته يا نه؟ سيستم (وداخل اين سيستم گزارشات مديريتي) با توجه به اهداف فوق ايجاد شده است اما بدرد مدير نميخورد چرا که اصلا مسئله مدير اين موارد نيست

بنا بر اين اگر سيستم داراي گزارشي شکيل و گويا و صحيح باشد که ميزان توليد را نشان دهد ممکن است مدير اصلا به آن توجهي نکند زيرا مسئله مدير و مشکل مدير و پاسخ به حل اين مشکل و مسئله داخل اين سيستم نيست بلکه مسئله خارج از اين سيستم است .

اينجاست که مديريت سيستماتيک مطرح ميگردد. سيستم نشان ميدهد که سازمان مريض است و مريضي او مثلا آموزش کم کارکنان است ولي او بايستي کارهاي ديگري خارج از اين سيستم انجام دهد.

مثلا ايران خودرو تصميم ميگيرد کارخانه اي در دوردست بسازد همه اعداد و محاسبات نشان ميدهد اين کار مقرون به صرفه نيست اين محاسبات با استفاده از سيستم حاصل ميشود اما مديريت عالي دستور ميدهد بايستي اين کار انجام شود .

زمانيکه مدير براي تصميم گيري از سيستم استفاده نمکند وضعيت اين چنين ميشود که سيستم جنبه تزئيني و نمايشي پيدا کرده و براي کلاس و طاقچه بالا گذاشتن از آن استفاده ميگردد

 

چالشها و مسائل Cloud computing

 Cloud computing   مبحث داغي  است که اين روزها  مورد بحث قرار ميگيرد (قبلا مطلبي در اين مورد در اين وبلاگ گذاشته ام)

  • به نظر نمي رسد که سازمانها و مشتريان زيادي ؛ عزم جدي براي انتقال سيستمهاي عملياتي اصلي خود به اين محيط داشته باشند . حتي اگر اين محيط يک محيط  اختصاصي با سيستمهاي امنيتي بالايي نيز باشد. احتمالا زمان نسبتا قابل توجهي نياز هست تا پيشگاماني نسبت به اين امر مبادرت ورزند و سپس ديگران نسبت به مهاجرت به اين محيط اقدام نمايند. اين مسئله بخصوص براي سيستمهايي که با اطلاعات حساس تري سرو کار دارند بارز تر است حتي اگر سازمانها  نيز خواهان اين انتقال باشند حجم عظيمي از عمليات دشوار و تغييرات عمده بايستي صورت گيرد
  • در کنار اين مسئله بعضي کشورها ؛ بخصوص کشورهاي اروپايي قوانين سخت و روشني در مورد اينکه سرورها کجا ميتوانند قرار گيرند ؛ دارند . با ملاحظه مشکلات عظيمي که در حال حاضر  دنيا در رابطه با اقتصاد و بيکاري و … دست به گريبان است ؛ بعيد است قانونگذاران اين کشورها روي اين قوانين تغييراتي را به اين زودي بدهند
  • بهر حال اگر تمامي اطلاعات موجود ؛ اطلاعات حساسي نباشد نياز هست که  اطلاعات يک سازمان به دو بخش اطلاعات محرمانه و حساس  و اطلاعات غير حساس تقسيم گردد و اين نيز مورد ديگري است که سازمانها با آن در گيرند
  • آيا شرکتي مثل  SAP  راه حلهايي براي جدا سازي اطلاعات حساس  از ساير اطلاعات را خواهد داشت ؟  بعنوان مثال يک کد امنيتي مشتري و شماره حساب او و آدرس ايميل ممکن است اطلاعات خصوصي تلقي شده و نياز باشد در يک سرور مطمئن قرار گيرد . اما بقيه اطلاعات (مانند سفارشات و تحويل دادنيها و …) که حجم عظيمي نيز خواهد داشت  در جاي ديگري نگهداري شود. بنا بر اين آيا  SAP  امکان داشتن جدايي فيزيکي اين اطلاعات و ارتباط لاجيکي آنها را خواهد داشت ؟
  • سيستمهاي عملياتي يک بخش از اين پازل مي باشد ؛ موارد قابل اعتنايي در رابطه با انتقال محيطهاي  توسعه و تست وآزمايش به محيط  Cloud   وجود دارد . توسعه سيستمها باعث تغيير سايز در مراکز داده خواهد شد اين تغيير ميتواند افزايش و کاهش آن باشد که اين امر نيز ممکن است در برخي موارد به سهولت انجام نگيرد.
  • نکات ديگري نيز پيش خواهد آمد بعنوان مثال زمان تهيه نسخه پشتيبان و يا برگرداندن اطلاعات از اين نسخه ها نيز مسئله ديگري است که بايستي به آن توجه کرد اين در حالي است که توجه کنيم که بخشي از اطلاعات در محيط Cloud computing بوده و بخش ديگري ممکن است جداگانه نگهداري شود
  • مسئله ديگر توجه به اين نکته است که آيا نگهداري نسخه پشتيبان در محيط Cloud    چگونه است از نظر عملياتي داشتن نسخه پشتيبان در اين محيط ممکن است خوب باشد اما از نظر امنيت اطلاعات ؛ اين امر نيز ريسک داشتن اطلاعات عملياتي را در اين محيط اضافه مي نمايد
  • مسئله ديگر نيازهاي متفاوتي است که وجود دارد براي يک سيستم تحليلي که حجم عظيمي از اطلاعات در شبکه را استفاده مي کند با يک سيستم معمول نيز تفاوتهايي وجود دارد که تامين کنندگان سخت افزار سيستمهاي Cloud computing بايستي آن را مد نظر داشته و حل نمايند
  • ممکن است شمار عظيمي از مشتريان در آينده خواهان مهاجرت از سيستمهاي روميزي خود به سيستمهاي Cloud computing باشند . زيرا که امروزه يکي از مشکلات عديده سيستمهاي رو ميزي مواردي از قبيل ارتقا هاي سخت افزاري حق ليسانس نرم افزارها و … ميباشدو اين بدين معناست که سيستمهاي سمت مشتري بايستي يک سيستمهاي خالي بسيار ضعيف باشندو لذا استفاده از کامپيوترهاي قديمي بايستي امکان پذير باشد در اين حالت نياز به شبکه هاي ارتباطي قابل اعتمادي خواهد بود .در اين صورت نياز به سيستمهاي مطمئن روميزي که ممکن است بعنوان پشتيبان مورد استفاده قرار گيرند حس شود

 

برگرفته از  وبلاگهاي سايت  SAP

Introduction to Oracle Customer Intelligence

درک و تصور سازمان از مشتريهايش از بسياري جهات بسيار مهم و حياتي است. اين درک و تصور باعث خواهد شد تا قدرت و توان جهت ايجاد مدل بهينه اي از:

  • پيش بيني ها
  • فرصتهاي فروش بهتر
  • برنامه هايي براي ادامه همکاري با مشتريان
  • برنامه هاي مناسب براي سرويس دهي بيشتر
  • جلب اطمينان مشتري

 ايجاد گردد. با ايجاد اين مدل بهينه بطور اجمال  افزايش سطح شناخت و درک مشتري فراهم خواهد گرديد.

بطور اجمال ميتوان گفت که Oracle Customer Intelligence(OCI) يک نمايشگر اطلاعات مشتريان است که امکان دسترسي و مشاهده اطلاعات مشتريان را در پهنه سازمان فراهم مينمايد.OCI ابزار مشاهده اطلاعات را به نحوي فراهم مي آورد که امکان جستجو و مشاهده جزئيات اطلاعات مشتريان را در پهنه سازمان داشته باشيد. با اين ابزار شما مي توانيد جستجوهايي براي يک مشتري خاص و يا گروهي از مشتريان را داشته باشيد

OCI همچنين يک ابزار تحليلي است که بوسيله اندازه گيري سود دهي؛  در آمد ؛ ابقا ؛ رضايت ؛ چرخه حيات ؛ وفاداري و صداقت ؛  امکان مديريت مشتريان را فراهم مي نمايد.در کنار اين امکان اندازه گيري ابزاري نيز جهت تحليل اثر اين پارامترها بر بقا و افزايش سود آوري نيز فراهم خواهد بود

با فراهم آوردن يک محيط نمايشي و گرافيکي از نتايج تحليلهاي عايدي ؛ سودآوري ؛ بقاي مشتري ؛ رضايت مشتري ؛ بوسيله اين محصول  چرخه همکاري مشتري و ادامه و بهبود اين همکاري را فراهم مي نمايد.

اين  اطلاعات گرافيکي ميتواند بصورت کلي و در سطح بالا مشاهده شده و يا با تمرکز بر يک مورد خاص مانندگروهي از مشتريان در يک دوره زماني خاص و يا بر روي يک مشتري خاص مشاهده گردد

اين اطلاعات تحليلي ميتواند در جهت برنامه ريزيهاي استراتژيکي بقاي مشتري ؛ فروش موفق و کارا سازمان را ياري دهد.

 

مفاهيم و رويه هاي  Oracle Customer Intelligence :

 

يک عامل کليدي پيشرفت براي سازمانها جهت  فعاليتها و عمليات در محيط رقابتي امروزي ؛ داشتن استراتژي جامع و مشتري مدار خواهد بود

براي نگهداري رشد و ماندگاري سازمانها لازم است از استراتژيهاي زير استفاده گردد:

–         رشد مشتريان و تقاضاها

–         نگهداشتن مشتري

–         فعاليت در جهت ادامه کار با مشتريان و پرداخت بيشتر آنان . بايستي از وفاداري و رضايت  مشتريان فعلي از محصولات و خدمات ارائه شده ؛مطمئن شد

 

بمنظور افزايش در آمد و حداکثر نمودن سود لازم است به سئوالات زير پاسخ داده شود:

–         چه تعداد مشتري در گذشته بدست آورده ايم؟

–         اين مشتريان از کجا هستند(گروه مشتريان ؛ ناحيه ؛ بخش بازار و…)

–         خريدار چه چيزي هستند؟

–         چه موقع خريد ميکنند و اين امر اغلب کي اتفاق مي افتد؟

–         چه ميزان  خريد مي کنند؟

–         چه ميزان  سود مند هستند؟

–         هنوز آيا آنان از ما مي خرند؟ اگر بله ؛ چرا؟ و اگر نه ؛ چرا نه؟

–         مشتريان ما ؛ چه ميزان از محصول و يا خدمات ما راضي و خشنود هستند؟

–         اگر صد در صد راضي نيستند چه چيزي اشتباه است؟

–         با ملاحظه و بررسي کلي مشتريان  ؛ چه کسي بيشتر صرف مي کند ؟ و چه کسي کمتر ؟ و چه کسي مشکل دارد؟

–         با ملاحظه و بررسي کلي مشتريان  ؛ چه کسي بيشتر و چه کسي کمتر با ارزش است؟

–          آيا ما ارزش مشتري را ميدانيم؟ (نگرش به مشتري بعنوان دارايي با ارزش)

–         الگوهاي خريد ؛ عادات و گرايشهاي مشتريان ما چگونه است؟

–         چگونه ما ميتوانيم اين اطلاعات را بمنظور بدست آوردن مشتريان جديد و پيش بيني رفتار مشتريان ارتقا دهيم؟

–         آيا ما ميتوانيم تمامي تراکنشها و سوابق را در مورد يک مشتري بدست آوريم؟

 

کاربران Oracle Customer Intelligence :

 

اين نرم افزار براي گروههاي کاربري زير طراحي شده است :

مديران ارشد :مديران سازمان ميتوانند Performance  تمامي سازمان را مشاهده نموده و براي تصميم گيريهاي استراتژيک اطلاعات هريک از مشتريان را بازيابي نمايند

مديران مياني : مديران ميتوانند  نظارت بر Performance  واحد عملياتي مربوط به خود را داشته و با سنجش معيارهاي اندازه گيري متنوع نسبت به تعيين نواحي پيشرفت اقدام نمايند

تحليل گران تجاري : تحليل گران تجاري سازمان ميتوانند اسناد بهادار مشتريان را بررسي کرده تا رابطه علت و معلولي فرآيندها را پيدا کنند

 

وبلاگ هاي SAP و ORACLE

نگاهي به وبلاگ دو غول نرم افزاري دنيا ( SAP و Oracle ) شايد خالي از لطف نباشد و شايد بتوانيم از آنها ايده نيز بگيريم :

براي ديدن  وبلاگهاي  SAP ميتوان مثلا به آدرس https://www.sdn.sap.com/irj/scn/sdnweblogs/topics   سر زد .

تعداد زيادي مطالب در موضوعات مختلف را در اين ادرس ميتوان يافت (کهنه و نو ويا حتي داغ داغ) . مطمئنا براي هر رشته اي در اين وبلاگها مطالب مفيدي يافت خواهد شد. ليست عناوين مباحث وبلاگها طولاني است . بعنوان مثال مطالبي در مورد  ABAP  و  CRM  و  ERP  و JAVA  و PHP و  BI  و RFID و  PERL و … در اين آدرس وجود دارد.

توئيت هاي اين شرکت نيز در گروههاي متفاوتي وجود دارد بعنوان نمونه :

 

http://twitter.com/sapinfo

·         Bio The information platform for the SAP community. Read about customers, partners, and the ecosystem.

http://twitter.com/sapnews

·         Bio Latest SAP news and press releases

http://twitter.com/sapnetwork

·         Bio Connect, Collaborate and Contribute. These tweets are from SAP Community Network (SCN) blog posts https://www.sdn.sap.com/irj/scn/weblogs

 

وبلاگهاي اوراکل :

اگر به سايت www. Oracle.com  سري بزنيد بخشي با عنوان :

 EVENTS AND NEWS  وجود دارد . يکي از مباحث مطرح در اين بخش  BLOGS  مي باشد با انتخاب اين گزينه صفحه اي را مشاهده خواهيد کرد با اين سه عنوان :

–         Technology Network Blogs : چيزهايي که درذهن  Developer  ها و  DBA  هاي اوراکل  هست

–         Oracle Executive Blogs  : اخبار و نظرات گردانندگان   Oracle Fusion

–         Oracle Application Blogs :  اشتراک گذاري نظرات و عقايد مديران و پرسنل  اوراکل و افراد ديگر (غير پرسنل اوراکل) در باره  application  هاي اوراکل

در زير هر عنوان از عناوين فوق تعدادي وبلاگ وجود دارد که در زمينه هاي مشخص شده به بحث و تبادل نظر پرداخته اند . عنوان شده که «نظرات و عقايد نويسندگان لزوما نظر  اوراکل نيست»

 

13 نکته براي جلوگيري از شکست در پياده سازي ERP

بسياري از ما داستانهاي زيادي از شکست  ERP راشنيده ايم ؛ عوامل بسياري براي اين مسئله ذکر ميگردد که مواردي مانند کيفيت نرم افزار ؛  سازمان مشتري ؛ تخصص شرکت ارائه کننده و پياده کننده نرم افزار ؛آموزشها ؛  پشتيبانيها و … از جمله آنهاست.

در اينجا ليستي از نکاتي که مشتري ERP ؛  قبل از انتخاب  ERP  ؛ زمان پياده سازي و بعد از پياده سازي  بايد در نظر داشته باشد آورده شده است .

1-      REFERENCE ها . هميشه خواهان Reference  ها  باشيد و هيچگاه به گفته هاي شفاهي و اينترنت اتکا نکنيد. از فروشنده بخواهيد ليست ارتباطي از مشتريانش را  تهيه نمايد و با آنان تماس بگيريد. احتمالا آنان چيز بدي در مورد فروشنده و سيستمهايشان نخواهند گفت. اما اگر شما سئوالات درستي بپرسيد ؛  ايده اي از چالشهايي که در زمان پياده سازي  با آن رو در رو خواهيد شد را بدست خواهيد آورد .

2-     Decision Support System (DSS) : مهم نيست که کمپاني شما بزرگ است يا کوچک و يا اينکه چه مقدار براي نرم افزار صرف کرده ايد ؛ شما بايد همواره از DSS (ابزاري که فعاليتهاي تصميم سازي را پشتيباني مي کند) استفاده نمائيد. اگر نميتوانيد آن را خريده يا بسازيد ؛ سعي کنيد يک ويرايش غير کامپيوتري آن را ايجاد نمائيد

3-     سازگاري سخت افزاري و نرم افزاري. مطمئن شويد که نرم افزاري را که در حال خريد هستيد با نرم افزارها و يا سخت افزارهايي که داريد و يا در آينده خواهيد داشت سازگار است. بعنوان مثال اگر  ERP که شما انتخاب کرده ايد از سرويس گزارش گيري استفاده  مي نمايد ؛ بايستي آگاه باشيد که فقط برخي ويرايشهاي  سرور Microsoft SQL آن را دارند.

4-     انعطاف پذيري :‌ آيا فروشنده بيش از آنچه تعهد کرده قادر است موارد ديگري را ارائه نمايد؟ فروشندگان بسته به اهميت شما براي آنان ميتوانند بسيار انعطاف پذير تر باشند. برخي فروشندگان  امکانات ويژه اي را در موقعيتهاي رقابتي و بازار جديد و … ميتوانند ارائه نمايند

5-     مديريت تغيير:  انسانها صرفا بخاطر اينکه شما به آنها ميگوئيد رفتار و عاداتشان را تغيير نميدهند. فروشندگان و مشاوران خارج از سازمان ميتوانند در اين امر شما را ياري دهند. بخاطر داشته باشيد که مردم دنباله رو رهبران با انگيزه خواهند بود

6-     اطلاعات قديمي : مطمئن باشيد که فروشنده انتخابي شما قادر به استخراج و انتقال اطلاعات اوليه موجود مانند بانکهاي اطلاعاتي قديمي وفايلهاي اکسل ؛ يا ساير منابع اطلاعاتي اوليه به سيستم جديد مي باشد. در غير اينصورت شما سازمان جديدي خواهيد داشت که شايد نياز به استخراج و انتقال اطلاعات داشته باشد. قبل از انتقال سعي کنيد  اطلاعات را پاک سازي کرده و اطلاعات تکراري و غير مفيد را دور بريزيد

7-     هزينه هاي واقعي : چه ميزان واقعا هزينه براي استقرار  ERP  خواهيد داشت؟ آيا هزينه هاي پنهان و نامشهودي نيز خواهيد داشت؟ بعنوان مثال اگر تصميم به استقرار ويندوز ويستا روي تمامي  کامپيوترهاي خود داشتيد ؛ شايد ناچار به جايگزيني چاپگرهاي قديمي خود که با اين ويندوز سازگار نيست ؛ باشيد

8-     فرايندهاي تجاري:  بصورت تئوري ؛ هيچکس بهتر از خودتان فرآيندهايي را که داريد نميداند. برخي مواقع به جهت تمرکز روي جزئيات قادر به داشتن تصوير جامع و کلي نخواهيد بود. يک  پروژه استقرار  ERP ؛ اتفاق خوبي ميتواند باشد تا شما مرور و بهينه سازي فرآيندها و رويه ها را داشته باشيد. دليلي براي مکانيزه نمودن ناچيز و کم استفاده وجود ندارد

9-     سورس برنامه ها : آيا شما خواهيد توانست تغييري در کد برنامه ها بدهيد ؟ شايد الان نياز نداشته باشيد اما در آينده ممکن است نياز باشد . همچنين در صورتيکه فروشنده نرم افزار را دسترسي نداشته باشيد اين امر مهم خواهد بود.

10-متدولوژي پياده سازي : فروشنده بايد قادر به ارائه مدارکي که متدلوژي استقرار سيستم را نمايان مي سازد ؛ باشد. مواردي از قبيل اهداف ؛‌ مراحل و تخصيص منابع و … بايستي مشخص شده باشد. اگر فروشنده اي اين موارد را نداشته باشد کارها را در هوا انجام خواهد داد.

11-آموزش ها : آيا فروشنده پرسنل و امکانات تائيد شده و با کيفيت به حد کافي دارد تا پرسنل شما را آموزش دهد؟ اگر مشتري سه نفر آموزش دهنده دارد که با ده نفر از مشتريان کار ميکند مطمئنا قادر به پاسخگويي به شما نخواهد بود. اگر آموزش دهنده از پرسنل پيماني براي آموزش استفاده نمايد مطمئنا داراي کيفيت و تجربه  لازم نبوده و شما احتمالا مشکلات عديده اي را خواهيد داشت.

12-مميزي : بسته به اندازه پروژه ؛ اشکال  پيچيده  يا ساده اي از مميزي در طي پياده سازي سيستم ؛ لازم است انجام شود . بصورت ايده آل بايستي  رويه هايي را براي مميزي همراه فروشنده  ايجاد کنيد. اما  ميتوانيد از مشاور مستقل و يا مميزان پروژه نيز کمک بگيريد.

13-پشتيباني فني مشتري: آيا فروشنده سطوح پشتيباني مورد نياز شما را تهيه کرده است؟ با يک تيمي از 5 نفر و صدها مشتري ؛ بسيار ضعيف است او قادر به حل مشکلات شما باشد.مطمئن باشيد شما دقيقا آنچه را که براي پشتيباني لازم است را درک کرده ايد. آيا فروشنده در زمانهاي متوالي و منظم ؛ نسخه هاي پشتيبان از بانک اطلاعاتي شما تهيه مي کند؟ ايا شما نسخه هاي ارتقا را بدست مي آوريد؟