Event Based Intelligence – EBI

هوشمندي تجاري معمول (يا همان business intelligence (BI) ) از آناليز اطلاعات قبلي و وضعيتهاي گذشته ؛ ممکن است راه حلهايي براي آينده پيشنهاد بکند. در اين حالت عمليات جاري اصلاح نميشود بلکه جريان کارها به همان روال قبل ادامه پيدا مي کند و با استفاده از  BI  تصميماتي براي آينده اخذ ميشود و جريان کار براي بعد از اين مورد اصلاح ميشود. بعبارت ديگر ابزاري براي جلوگيري از شکست و مشکل ايجاد شده براي مورد در حال اجرا وجود ندارد . اتفاق مي افتد و عمل با همان وضعيت انجام ميشود بعد مي آيند و آناليز ميکنند و مشکل را ميبينند و تصميم ميگيرند بعد از اين به روش ديگري عمل کنند تا اين شرايط نه چندان مطلوب پيش نيايد بعبارتي از  تکرار مشکلات و کاستيها و تکرار روشهايي که نتايج نامطلوب خواهد داشت ؛ جلوگيري ميشود

برخي مواقع زمان پاسخگويي و اصلاح فرآيندها و جريان کارها بسيار حياتي و تاثير گذارند و لازم است فرآيند درحال اجرا اصلاح گردد تا هزينه هاي گزافي به سازمان تحميل نگردد براي اجراي اين امر ؛  بهتر است که  ابزاري وجود داشته باشد که به کارکنان کمک نمايد همان لحظه وضعيت جاري را ببينند و آناليز نمايند و در همان لحظه نسبت به اصلاح فرآيند اقدام نمايند  . براي اين مورد سناريوي ديگري بنام   (EBI ) event based intelligence مطرح ميگردد ؛ نامهاي ديگري نيز براي اين سناريو اطلاق ميگردد ( مانند ( Business Activity Monitoring (BAM ؛ Complex Event Processing (CEP) )

 

در اين نوع سناريو از معماريهاي متمرکز بر داده بايستي به معماري متمرکز بر رويداد ؛ گرايش پيدا کرد .

اولين نياز اين سناريو داشتن امکان گرداوري رويدادها از منابع متفاوت مي باشد . بايستي از منابع مختلفي مثل  API  ها و وب سرويسها و log هاي سيستم و بانک اطلاعاتي و  … وقايع گرداوري شده و پردازش شوند. سيستم بايستي قادر به شناسايي  رويدادها در نقاط مختلف فرآيند باشد که اين رويدادها ممکن است بصورت خطي نيز نباشند

همچنين EBI   نياز به قابليت مدل نمودن ويژگيها ؛ محدوديتها و وابستگيهاي رويدادها  خواهد داشت. برخي مواقع ممکن است ساختار وقايع ناشناخته باشد که در اين حالت ناچار به استفاده از ابزار ديگري مانند داده کاوي براي استنباط  ويژگي و وابستگي رويدادها استفاده گردد

ماشين پردازش رويدادها مجموعه اي از رويدادها را  از  جريان فرايندها بررسي کرده و با توجه به محدوديتها و با مشخص کردن رويدادي که نبايستي اتفاق بيافتد ؛ در نهايت رويداد مناسبي که بايستي انجام شود مشخص شده و به کاربر پيشنهاد ميگردد

در سطح مراوده با کاربر از داشبوردهاي خاصي  متناسب با هر کاربر براي  مشاهده رويدادها و فرايندها و فعاليتها استفاده ميگردد .  داشبورها براي کاربر  امکان  مشاهده لايه هاي پاييني رويدادها را فراهم مينمايند . امکان جستجوها و پرسشها کاربر را قادر به گردآوري و ضميمه نمودن متون ديگري از بانک اطلاعاتي و مدارک و نامه هاي الکترونيکي و … مينمايد.

(برگرفته از وبلاگهاي  SAP(

 

Advertisements

SAP and Web 2.0

اين نوشته قصد دارد در باره  نواوريهاي انجام شده  در  SAP Web 2.0 بحث نمايد

اولين موردي که بايستي بدان توجه کنيم اين است که از  سه زاويه متفاوت  ميتوان در رابطه با  تعاملات  SAP  با  WEB 2  بحث و بررسي نمود:

  • محصولات و سرويسهايي که  SAP  براي مشتريان خود تهيه نموده است  (  Web 2.0 by SAP)
  • چگونگي استفاده  SAP  از تکنيکها ي  Web 2  بمنظور تعامل با مشتريان و شرکا (Web 2.0 with SAP)
  • چگونگي استفاده از تکنولوژي  Web 2در  SAP(Web 2.0 at SAP)

چه فعاليتهايي  SAP  براي هر يک از موارد فوق انجام مي دهد ؟

–         Web 2.0 by SAP :

  • مفهوم  Web 2  معاني متفاوتي براي افراد مختلف دارد؛ اما بطور کلي اشخاص از آن بمنظور يک يا چند مورد از موارد زير استفاده ميکنند:
  • اينترفيسهاي آسان و قدرتمند : محصولات  Web 2 اينترفيسهاي ساده و جذاب و گويايي دارد که اشخاص را قادر مي سازد دسترسي به اطلاعات داشته و بدون آموزش قادر به انجام وظايفشان باشند
  • امکان استفاده از تکنولوژيهاي Mobile, and Cloud Computing در صورت لزوم و درخواست: نرم افزارهاي  Web 2  تهيه شده تا  با ابزارهاي متفاوتي از طريق تکنولوژي  بر مبناي وب ارتباط داشته باشند
  • همکاري و تعاون : ابزارهاي وب 2 امکان کار افراد را با يکديگر فراهم مي آورد تا بتوانند به اهداف مشترکي دسترسي يابند (در حاليکه امکان گذر از مرزهاي سنتي قبلي مانند کشور و فرهنگ و کمپاني فراهم شده است)
  • شبکه هاي اجتماعي : ابزارهاي وب 2 امکان ارتباط اشخاص را فراهم آورده و اطلاع از آخرين وضعيت آنها نيز در دسترس خواهد بود. SAP  به سازمانها ابزارهاي مورد نياز جهت مونيتور نمودن و بهينه نمودن ارتباطات شبکه اي  داخل و يا بيرون سازمان را فراهم ميکند
  • Mashups  : ابزارهاي وب 2 بصورت باز و با سهولت با ديگر سيستمها  هماهنگ و يکپارچه ميشوند.  SAP يکي از پيشروان  واقعي فرايندهاي تجاري است و دقيقا پي برده است که داشتن يک پل  ارتباطي با ديگر سيستمها و ترکيب اطلاعات از منابع مختلف يک اصل اساسي است.

–         Web 2.0 with SAP :

  • شبکه اجتماعي SAP : سايت شبکه اجتماعي  SAP (SCN)‌بعنوان يکي از بهترينها در صنعت ارزيابي شده است. اين شبکه به اکوسيستم SAP شامل مشتريان ؛  شرکا و همکاران و تامين کنندهگان راه حلها و پرسنل امکان اشتراک  سئوالات و تجربيات را فراهم مينمايد.دامنه وسيعي از تجارت هاي متفاوت و راه حلها و تکنيکهاي متفاوت  در آن پوشش داده ميشود. مجموعه کاملي از ابزارهاي وب 2 براي اعضا تدارک ديده شده است . SCN  بيش از 2 ميليون عضو دارد که روزانه حدود 6000 پست در آن انتشار مي دهند
  • برنامه توسعه نفوذ  SAP :‌ برنامه تهيه شده براي  SAP شامل ميتينگهاي منظم و رويدادها و داشتن زير ساختي براي پاسخهاي سريع و سئوالات مي باشد.
  • مرکز نوآوريهاي نرم افزارهاي تجاري  SAP :   در حال حاضر  SAP  بطور فزاينده اي در حال دستيابي به  نو آوريهايي در زمينه وب 2 است.

–         Web 2.0 at SAP :

  • تمامي پرسنل  SAP  امکان دسترسي  به تمامي مجموعه ابزارهاي وب 2 را از طريق پرتال  داخلي شامل وبلاگها و ويکي ها و اتاقهاي گفتگو  و … دارند.

براي دسترسي به اطلاعات بيشتر به آدرس :‌  SAP Web 2.0 blog.    ميتوان مراجعه نمود.

 

Integrating BI and Text Analysis

بحثهاي فراواني در مورد تاثير و فشار رسانه هاي دسته جمعي بر روي فعاليتهاي تجاري وجود دارد. يکي از مواردي که سازمانها براي بهبود کارايي تجاري خود از رسانه هاي دسته جمعي ميتوانند استفاده کنند ؛ ميتواند عبارت از » درک و فهم بهتر صداي مشتريان خود» باشد.

آناليز متون که از منابعي مانند اتاقهاي گفتگوي Online ؛ وبلاگها ؛ بايگانيهاي مراکز تلفن ؛ سيستمهاي  CRM  ؛ آرشيو نامه هاي الکترونيکي ؛ بازديدها و… حاصل ميشود ؛ امکان دسترسي ؛ آناليز و کمي نمودن داده هاي ساخت نيافته را فراهم خواهد نمود . اين داده ها ي ساخت نيافته ممکن است در مورد  «خود سازمان ؛ محصول و يا خدماتي که سازمان ارائه مي نمايد» باشد.

بعد از آناليز متون اشاره شده ؛ امکان نمايش و تحليل داده ها با استفاده از ابزارهاي معمول BI  بمنظور بهبود کارايي سازمان وجود خواهد داشت. برخي نمونه ها شامل :

–         بهبود وفاداري ؛ ابقا و رشد مشتريان . بوسيله درک بهتر و عکس العمل به بازخوردهاي دريافتي از آنان در مورد محصول و خدمات  غ که کمک به افزايش سود خواهد نمود

–         بهبود کيفيت محصول و خدمات . بوسيله  تعيين پي آمدها و تمايلاتي که شناخته شده و قابل فهم نيستند. که اين امر به دليل اطلاعات نهفته درون متون مي باشد. اين موارد کمک خواهد نمود تا هزينه ها کاهش يابد

شکلهاي زير نمونه اي از شکلهاي داشبورد «صداي مشتريان» مي باشد که از آناليزور متون  SAP  استفاده مينمايد . اينها از متون با فرمت آزاد برگرفته از رضايتمندي مشتريان اخذ شده است

 

 طور سنتي تنها راه استفاده از توضيحات ساخت نيافته مشتريان   عبارت از صرف زمان زياد و بررسي و مرور و علامتگذاري آن مي باشد. با آناليز متون ؛ فرآيند کلاسه بندي هر مورد بصورت اتوماتيک انجام ميگردد.

بعنوان مثال نمودار دايره اي مشخص ميکند که چه مقدار از پاسخها مثبت ؛ منفي و يا بيطرف بوده  است

 

  صفحه مربوط به رقبا نيز توضيحاتي در مورد علاقه و يا عدم علاقه از طريق منابع اينترنتي مانند اتاقهاي گفتگو و يا وب لاگهاست.

 

 صفحه مربوط به نواحي ؛ بيانگر مشکلات مربوط به محصولات و خدمات مربوط به يک ناحيه جغرافيايي است.

اين نوع از اطلاعات ميتواند به مشخص نمودن تمايلات و علاقه مندي افراد يک ناحيه جغرافيايي کمک نمايد.بدين طريق امکان ارائه خدمات بازاربهتر را فراهم خواهد نمود.

پتانسيل بالقوه اي که در رابطه با آناليز متون و استفاده آن در  BI  وجود دارد سازمانها را قادر خواهد نمود تا درک عميقتر و بهتري از مشتري خود داشته باشند و بدين وسيله قادر خواهند بود تصميمات خوبي گرفته و برنامه هاي استراتژيک  خود را بهبود دهند.

 

منبع : وبلاگهاي  SAP  :  http://www.sdn.sap.com

راهنماي مختصر براي انتخاب ERP (Process)

بر اساس تحقيق Technology Evaluation Centers‹ (TEC‹s) ؛ بيش از 80 درصد سازمانهايي که نياز داشته اند که ارزيابي نرم افزارهاي اتوماسيون و بهبود فرآيندهاي تجاري را انجام دهند ؛ از متدلوژي استانداردي استفاده نکرده اند . ولذا زمان و بودجه بيش از انتظاري براي ارزيابي صرف شده است

علاوه بر اين ؛ زمانيکه انتخاب نرم افزار انجام شد و پياده سازي آن صورت گرفت ؛ بيش از 50 درصد پياده سازيهاي نرم افزار با شکست مواجه شده و انتظارات کارکردي را بر آورده نکرده و هزينه ها نيز غير قابل انتظار بوده است. تيمهاي پروژه ها به 3 دليل عمده دچار مشکل ميشوند:

1-     آنها روش موثر و خوبي براي تعريف سئوالات و تحقيق مورد نياز که براي  شروع فرآيند ارزيابي از فروشندگان و محصولات آنها لازم است ؛ نداشته اند

2-     توانايي اولويت بندي ضوابط متفاوتي که براي يک مورد تعريف شده ؛ در ارتباط با مورد ديگر را نداشته اند. در نتيجه اولويت بندي نهايي اغلب متفاوت با نيازها و درخواستهاي مربوط به انتظارات راهبردهاي اوليه است

3-     آنها توانايي گردآوري اهداف ؛ ارزشها و اطلاعات بروز شده در مورد ساير فروشندگان را ندارند. فروشندگان نرم افزار اغلب در مورد محصول و خدمات و توانايي سازمان  خودشان اغراق مينمايند

راه حل چيست؟

راه حل مشکلات اشاره شده در فوق عبارت از » ايجاد فرايند ساخت يافته و قابل تکرار براي تکنولوژي ارزيابي راه حلها و فروشندگان ارائه دهنده نرم افزارهاست».

تجربيات موفق TEC  نشان مي دهد که مشتريان بايستي 5 دسته ي کليدي از معيارها را بايد در نظر داشته باشند. دو دسته اول قابليتهاي محصول را بررسي مي نمايد و 3 مورد بقيه قابليتهاي کلي فروشنده نرم افزار و سازمان او را ارزيابي مي نمايد.

به بررسي اين 5 دسته مي پردازيم:

1-     کارکرد محصول. کارکردمحصول اولين فاز از فرآيند انتخاب نرم افزارهاي  ERP است. اين فاز بررسيهاي مربوط به امکانات و فانکشنهاي ارائه شده در محصول را که در حال حاضر در آن وجود دارد ؛ در بر خواهد داشت . معيارهاي ديگري نيز مانند خدمات و پشتيباني و ماندگاري سازمان فروشنده و همچنين استراتژيهاي آن نيز بايستي در نظر گرفته شود

2-     تکنولوژي محصول : تکنولوژي محصول مشخص کننده ؛ معماري فني محصول و محيط در نظر گرفته اي است که محصول نرم افزاري در آن اجرا خواهد شد. ملاکهاي بعدي ميتواند شامل معماري سيستم ؛ قابليت استفاده نرم افزار ؛ مديريت ؛ زير ساخت و پشتيباني بانک اطلاعاتي ؛ ابزارهاي سيستم ؛ گردش کارها و مديريت مدارک و توان گزارش گيري باشد.

3-     خدمات و پشتيبانيهاي شرکت. اين مجموعه از ملاکها مشخص کننده توان و قابليتهاي سرويسهايي براي پياده سازي و پشتيباني ادامه  کارهاست.يک ارزيابي حرفه اي از خدمات و پشتيبانيها بايستي شامل ارزيابيهاي ماهيتي و کيفيتي باشد. خدمات و پشتيباني شامل دسته هايي مانند ؛ مشاوره ؛ يکپارچگي سيستمها ؛ مهارتهاي مديريت پروژه ؛ پوششهاي جغرافيايي ؛ زبان و زمان پوشش دهي کمکهاي فروشنده و محيط  تحويل خواهد بود

4-     ماندگاري و پايايي سازمان : ماندگاري سازمان زمان بررسي قدرت مالي و مديريتي سازمان مد نظر است. ارزيابيها بايستي ترکيبي از ارزش سهام وال استريت و آناليزهاي کيفي مديريت باشد. تنها با بررسي اين ترکيب ميتوان به ريسک و منفعت سرمايه گذاري سازمان روي يک محصول و فروشنده مشخص دست يافت

5-     استراتژي شرکت . استراتژي شرکت  مشخص کننده مواردي از قبيل  چگونگي توسعه نرم افزار ؛ فروش آن ؛ پشتيبانيها در بازار نرم افزارهاي  ERP است.

منبع : http://www.technologyevaluation.com

 

مديريت سيستماتيک

کاوه عزيز در پستي بنام گزارشهاي مديريتي (http://www.kavehyn.blogfa.com/8807.aspx  ) مطلبي نوشته و از تهيه اين گزارشات گله کرده است. اين مباحث جاهاي ديگر نيز مطرح هست .  به نظرم مطلب ايشان در مورد اکثر مديران ايراني صادق است اين در حالي است که اين نوع گزارشات در همه جاي دنيا کاملا مرسوم بوده و اصولا از ملزومات اوليه يک سيستم خوب است . علت چيست؟ قبل از هر چيز ببينيم گزارشات مديريتي چيست؟

اسامي دهن پرکن و شيکي مثل «Business intelligence » همه شنيده اند. محتواي اين سيستم يا ماژول يا نرم افزار چيست؟بطور خيلي ساده ومختصر ميتوان چنين گفت که : در هر سازماني مواردي تعيين ميگردد که مدير بايستي آنها را در نظر گرفته و مانيتور کند مثلا » ميزان فروش محصول » و يا «در صد خرابي کالا» ويا «قيمت تمام شده محصول» و…  براي هريک از اين موارد يک مقداري تعريف ميگردد .مثلا ميزان فروش محصول بايستي 1000 واحد باشد . سيستم همواره گزارشاتي را تهيه ميکند و ميزان فروش واقعي را با اين ميزان هدف مقايسه کرده و عموما بصورت نمودار و شکل در اختيار مدير قرار مي دهد.مدير وضعيت را ديده و تصميمات اصلاحي را اتخاذ ميکند با استفاده از ساير گزارشات مديريتي دنبال علت مشکل گشته و سعي در حل آن مينمايد. بعضي جاها سيستمي هست که به کمک مدير آمده و او را در تصميم گيري کمک ميکند (که بنام DSSشنا خته ميشود). بدين ترتيب مدير چنان وابسته به اين گزارشات ميشود که بدون انها حکم فرد نابيناي افليجي را پيدا ميکند که جرات حرکتي پيدا نميکند.

ويا بحث ديگري بنام Cockpit  مطرح است (که قبلا در يکي از نوشته ها در مورد آن نوشته ام) . اينها در واقع ابزاري است که نمايشگر سلامتي سازمان است . عملا اين مورد نيز يک نوع گزارش مديريتي است . مدير با مشاهده لحظه به لحظه آن تصميمات خود را اتخاذ ميکند.

لذا وجود و ضرورت يک سيستم که گزارشات مديريتي خوبي بصورت نمودار و گرافيک و ساده و گويا ؛ تهيه کند بر هيچکس پوشيده نيست و در همه جاي دنيا مديران از آن استفاده ميکنند

اما چرا در ايران اينگونه نيست؟ آيا مديران ما سواد کامپيوتر ندارند يا از اين گزارشات سر در نمي آورند؟ به نظر من اصلا چنين نيست. علت اين امر در اين است که مديران ما سيستماتيک عمل نميکنند و  اصلا مديريتشان تفاوت دارد. در همه جاي دنيا براي سازمان اهدافي تعريف ميگردد و مدير سازمان را مامور دستيابي به آن اهداف مينمايند و مدير نيز همواره فاصله خود را با آن اهداف متر ميکند و سيستم او را در اين  فاصله سنجي  کمک ميکند. اگر ميخواهند مديري را ارزيابي کنند ميزان دستيابي او را با اين اهداف ميسنجند . اگر به هدف رسيده مير خوب و توانايي است و اگر نرسيده مدير نا کارآمدي است.

اما در ايران در ابتداي سال براي هر سازماني اهدافي تعريف ميشود. اين اهداف بصورت پلاکارد و نوشته هاي درشتي نيز در همه جاي سازما ن نصب ميگردد. از فرنگيها هم ياد گرفته ايم که براي هر مورد کميت قابل اندازه گيري و مونيتور کردن مشخص کنيم : مثلا :

–         بالا بردن توليد تا ميزان 100 واحد

–          کاهش هزينه ها 5 درصد

–         آموزش کارکنان 1000 ساعت

–         …

بعد مدير شروع بکار ميکند او بجاي توجه به اين شاخصها بايستي توجه کند که پايش را جاي محکمي گذاشته يا نه؟ چه کساني بر عليه او هستند؟ چه کساني به او کمک ميکنند؟ آيا فلان  سخنران را دعوت کند يانه؟ آيا در فلان جلسه شرکت کند يا نه ؟ آيا بايستي به بالا دست خود گزارشي از کاستيها بدهد يا بايستي همواره همه چيز را خوب جلوه دهد؟ و…

اصلا مسئله اين نيست که او به آن اهداف دست يافته يا نه؟ سيستم (وداخل اين سيستم گزارشات مديريتي) با توجه به اهداف فوق ايجاد شده است اما بدرد مدير نميخورد چرا که اصلا مسئله مدير اين موارد نيست

بنا بر اين اگر سيستم داراي گزارشي شکيل و گويا و صحيح باشد که ميزان توليد را نشان دهد ممکن است مدير اصلا به آن توجهي نکند زيرا مسئله مدير و مشکل مدير و پاسخ به حل اين مشکل و مسئله داخل اين سيستم نيست بلکه مسئله خارج از اين سيستم است .

اينجاست که مديريت سيستماتيک مطرح ميگردد. سيستم نشان ميدهد که سازمان مريض است و مريضي او مثلا آموزش کم کارکنان است ولي او بايستي کارهاي ديگري خارج از اين سيستم انجام دهد.

مثلا ايران خودرو تصميم ميگيرد کارخانه اي در دوردست بسازد همه اعداد و محاسبات نشان ميدهد اين کار مقرون به صرفه نيست اين محاسبات با استفاده از سيستم حاصل ميشود اما مديريت عالي دستور ميدهد بايستي اين کار انجام شود .

زمانيکه مدير براي تصميم گيري از سيستم استفاده نمکند وضعيت اين چنين ميشود که سيستم جنبه تزئيني و نمايشي پيدا کرده و براي کلاس و طاقچه بالا گذاشتن از آن استفاده ميگردد

 

چالشها و مسائل Cloud computing

 Cloud computing   مبحث داغي  است که اين روزها  مورد بحث قرار ميگيرد (قبلا مطلبي در اين مورد در اين وبلاگ گذاشته ام)

  • به نظر نمي رسد که سازمانها و مشتريان زيادي ؛ عزم جدي براي انتقال سيستمهاي عملياتي اصلي خود به اين محيط داشته باشند . حتي اگر اين محيط يک محيط  اختصاصي با سيستمهاي امنيتي بالايي نيز باشد. احتمالا زمان نسبتا قابل توجهي نياز هست تا پيشگاماني نسبت به اين امر مبادرت ورزند و سپس ديگران نسبت به مهاجرت به اين محيط اقدام نمايند. اين مسئله بخصوص براي سيستمهايي که با اطلاعات حساس تري سرو کار دارند بارز تر است حتي اگر سازمانها  نيز خواهان اين انتقال باشند حجم عظيمي از عمليات دشوار و تغييرات عمده بايستي صورت گيرد
  • در کنار اين مسئله بعضي کشورها ؛ بخصوص کشورهاي اروپايي قوانين سخت و روشني در مورد اينکه سرورها کجا ميتوانند قرار گيرند ؛ دارند . با ملاحظه مشکلات عظيمي که در حال حاضر  دنيا در رابطه با اقتصاد و بيکاري و … دست به گريبان است ؛ بعيد است قانونگذاران اين کشورها روي اين قوانين تغييراتي را به اين زودي بدهند
  • بهر حال اگر تمامي اطلاعات موجود ؛ اطلاعات حساسي نباشد نياز هست که  اطلاعات يک سازمان به دو بخش اطلاعات محرمانه و حساس  و اطلاعات غير حساس تقسيم گردد و اين نيز مورد ديگري است که سازمانها با آن در گيرند
  • آيا شرکتي مثل  SAP  راه حلهايي براي جدا سازي اطلاعات حساس  از ساير اطلاعات را خواهد داشت ؟  بعنوان مثال يک کد امنيتي مشتري و شماره حساب او و آدرس ايميل ممکن است اطلاعات خصوصي تلقي شده و نياز باشد در يک سرور مطمئن قرار گيرد . اما بقيه اطلاعات (مانند سفارشات و تحويل دادنيها و …) که حجم عظيمي نيز خواهد داشت  در جاي ديگري نگهداري شود. بنا بر اين آيا  SAP  امکان داشتن جدايي فيزيکي اين اطلاعات و ارتباط لاجيکي آنها را خواهد داشت ؟
  • سيستمهاي عملياتي يک بخش از اين پازل مي باشد ؛ موارد قابل اعتنايي در رابطه با انتقال محيطهاي  توسعه و تست وآزمايش به محيط  Cloud   وجود دارد . توسعه سيستمها باعث تغيير سايز در مراکز داده خواهد شد اين تغيير ميتواند افزايش و کاهش آن باشد که اين امر نيز ممکن است در برخي موارد به سهولت انجام نگيرد.
  • نکات ديگري نيز پيش خواهد آمد بعنوان مثال زمان تهيه نسخه پشتيبان و يا برگرداندن اطلاعات از اين نسخه ها نيز مسئله ديگري است که بايستي به آن توجه کرد اين در حالي است که توجه کنيم که بخشي از اطلاعات در محيط Cloud computing بوده و بخش ديگري ممکن است جداگانه نگهداري شود
  • مسئله ديگر توجه به اين نکته است که آيا نگهداري نسخه پشتيبان در محيط Cloud    چگونه است از نظر عملياتي داشتن نسخه پشتيبان در اين محيط ممکن است خوب باشد اما از نظر امنيت اطلاعات ؛ اين امر نيز ريسک داشتن اطلاعات عملياتي را در اين محيط اضافه مي نمايد
  • مسئله ديگر نيازهاي متفاوتي است که وجود دارد براي يک سيستم تحليلي که حجم عظيمي از اطلاعات در شبکه را استفاده مي کند با يک سيستم معمول نيز تفاوتهايي وجود دارد که تامين کنندگان سخت افزار سيستمهاي Cloud computing بايستي آن را مد نظر داشته و حل نمايند
  • ممکن است شمار عظيمي از مشتريان در آينده خواهان مهاجرت از سيستمهاي روميزي خود به سيستمهاي Cloud computing باشند . زيرا که امروزه يکي از مشکلات عديده سيستمهاي رو ميزي مواردي از قبيل ارتقا هاي سخت افزاري حق ليسانس نرم افزارها و … ميباشدو اين بدين معناست که سيستمهاي سمت مشتري بايستي يک سيستمهاي خالي بسيار ضعيف باشندو لذا استفاده از کامپيوترهاي قديمي بايستي امکان پذير باشد در اين حالت نياز به شبکه هاي ارتباطي قابل اعتمادي خواهد بود .در اين صورت نياز به سيستمهاي مطمئن روميزي که ممکن است بعنوان پشتيبان مورد استفاده قرار گيرند حس شود

 

برگرفته از  وبلاگهاي سايت  SAP

Intelligence Services and Business Intelligence

بر خلاف تصور عموم که  Business Intelligence  را فقط عبارت از گزارشها و آمار ميدانند ؛ BI   بسيار بيشتر از گزارشها و آمارهاست. بزودي زماني خواهد رسيد که  ؛ آناليز و شبيه سازي عضوي جدايي ناپذير از فرآيندهاي تجاري شوند . سازمانها قادر به برنامه ريزي دقيق تري خواهند شد ؛ و اين برنامه ريزي نه فقط براي يک دوره زماني کوتاه ؛ بلکه براي سالهاي آتي نيز انجام خواهد شد.

 

سئوال اين است که : مديران و خلبانان چه کار مشترکي انجام ميدهند؟

خلبانان از اطلاعات نمايش داده شده در تجهيزات خود بمنظور يافتن ايمن ترين حرکت ممکن از نقطه a  به نقطه  b   استفاده مي کنند.

–         موقعيت دقيق من چيست؟

–         پيش بيني هواشناسي چيست؟

–         قدرت باد پيش رو چيست و چه تاثيري بر مصرف سوخت من خواهد داشت؟

خلبانان از اين سئوالات و پاسخ آنان بمنظور تصميم گيري در مورد اثرات جوي و اينکه چگونه سوخت گيري کنند ؛ استفاده مي نمايند

 

سازمانها از تجهيزات در Business Intelligence(BI)  همانند خلبانان که  کامپيوترهاي پروازشان را بکار مي گيرند ؛ استفاده ميکنند. BI  آناليز و مونيتور اطلاعات را با محاسبه  key performance indicators (KPI)  ها و ايجاد گزارشات انجام مي دهد.  پيتر لمن (Peter Lehmann)  استاد سيستمهاي اطلاعاتي در Stuttgart    Media University (HdM)   و يکي از مديران انستيتوي  Business Intelligence  ؛ BI  را بعنوان سرويسهاي هوشمند سازمانها تعريف مي نمايد

 BI   کمک ميکند تا سازمانها :

–         در مسير خود باقي مانده

–          موقعيت خود را محاسبه کرده

–          بدانند که آيا آنان از دور خارج مي شوند يا خير ؟

–          معيارها و سنجشهاي لازم را گرفته

–         و از فرصتها استفاده نمايند

 همانگونه که کامپيوترهاي پروازي کمک ميکنند خلبان بهينه ترين مسير را پيدا نمايد

 

پاداش بزرگ و سرمايه گذاري کوچک :

امروزه توزيع اطلاعات روشي کم خرج و آسان شده است.تنها سرمايه لازم عبارت از اجزايي از سيستمها جهت استخراج  BI  هاست.براي انتخاب اجزاي سيستم ابتدا لازم است مشخص شود چه اطلاعاتي لازم است و چگونه استخراج و دسته بندي اطلاعات از بين اطلاعات نا مربوط انجام ميگردد .در اينجا ابزارهايي که گزارشات اتفاقات استثنايي وغير معمول را تهيه مي کند بسيار حياتي خواهد بود . اين گزارشات کمک خواهند کرد تا براي عبور از نقاط بحراني و تصميم گيري در مورد تغييرات لازم و حياتي بسرعت انجام گردد و عکس العملهاي سريعي اعمال گردد

 

پيش بيني بجاي بازبيني :

سازمانها بطور معمول از 5 فاز  BI  عبور ميکنند تا اينکه «سرويس هوشمند» آنان بهتر کار کند.

–         فاز اول : در اين فازنياز هست تا بتوان اطلاعات آماري مربوط به گذشته را نمايش داد. مديران معمولا ميخواهند بدانند عملکردشان ماه گذشته و يا فصل گذشته چگونه بوده است.

–         فاز دوم :  ابزارهاي   BI  آناليزکارآيي را بر عهده دارند- نه فقط چه عملکردي داشته اند بلکه اين مورد چرا پيش آمده است .

  • چگونه اين بخش از کمپاني بهتر از ديگري عمل کرده است؟
  • چه محصول يا مشتري بيشترين و يا کمترين سود را داشته است ؟
  • بيشتر سازمانها در اين فاز هستند ؛ آنان  فرصتهاي نهان در اطلاعات و فرآيندهايشان را از دست مي دهند.

–         فاز سوم :  سازمانها آناليز اطلاعات را بمحض وقوع انجام مي دهند؛ اين امر امکان مي دهد تا آنان بدانند چه اتفاقي در اين لحظه دارد به وقوع مي پيوندد.سازمانها  اين اطلاعات لحظه اي را بدست آورده و تصميم گيران مجبور به درخواست مقادير مربوط به کارايي نيستند بلکه اين مقادير بصورت اتوماتيک ارسال مي گردد. اين امر باعث کاهش هزينه و کاهش فعاليتهاي مربوط به ارتباطات داخلي را باعث مي شود

–         فاز چهارم:   BI  نگاه به آينده است .( براي مثال آناليز گرايشها و استعدادها)

  • چه نوع برداشتي خواهيم داشت؟
  • اگر متوسط دما در بهار 20 درجه باشد؟
  • ميزان بارندگي چه تاثيري خواهد داشت؟
  • ميانگين فروش محصول زمانيکه ما براي فروش اقدام خواهيم کرد چه خواهد بود؟

–         فاز پنجم :  کمپاني سناريوهاي بسيار مفيد تر و سود آورتري را براي چند سال آينده ترسيم خواهد نمود.»من نياز دارم بدانم چه چيزي در درجه اول اهميت براي کمپاني من قرار دارد ؛ و نياز به محاسبه  KPI  هاي نا متناقض از تمام بخشها و موقعيتها دارم» .

 

موارد اشاره شده در فوق ؛  براي فروشندگان نرم افزارها چه معني مي دهد؟   بسياري از تهيه کنندگان  BI  از مرحله گزارش گيري  شروع کرده اند. آنان بايستي ساير اجزاي مهم و حياتي سيستم خود را مانند  اطلاعات بلادرنگ ؛ فانکشن هاي برنامه ريزي ؛ و داده کاوي را ارتقا دهند. تنها يک سيستم يکپارچه کافي نيست بلکه BI  بايستي در حوزه عملکردي خود ؛ سيستم کاملي را ارائه نمايد.

اين امر نياز به تجهيزاتي دارد تا اطلاعات مرتبط را از توده اي از اطلاعات دنبال نمايد. سازمانهايي که معماري service-oriented  استفاده نموده اند ميتوانند يک بازنگري به اجرا و مولفه هاي سيستم خود داشته باشند- اينها انعطاف پذيري و قابليت لازم را در يک سيستم يکپارچه خواهند داشت و قادر خواهند بود که پاسخ به نيازهاي جديد را در  BI  را پياده نمايند

 

اطلاعات براي همه:

کاربران  BI  يک گروه ويژه نيستند. قبلا ؛  BI  براي تهيه اطلاعاتي براي مديران استفاده مي شد تا آنان قادر به آناليز کارايي سازمان باشند. اما امروزه هر کارمندي مي تواند به  BI  دسترسي داشته و متناسب با وظيفه اش از آن استفاده نمايد. در پورتالهاي On line  ؛ خود کاربران اطلاعات بروز را بدست آورده و از اين دانش در انجام کارهايشان استفاده مي نمايند

با پيش رفت اين روند ؛ برنامه هاي Office   استاندارد ابزار  BI  را در خود جاي دادندتا اين امکان را به کاربر بدهند که بدون وارد شدن در نرم افزارهاي ديگر اطلاعات مورد نياز و آناليز آن را  بدست آورند.بعلاوه چون محيط کاري يکسان خواهد شد  BI  پرسنل بيشتري را که قبلا ان را مشکل مي دانستند بخود جذب خواهد نمود.

اما اينکه کدام کمپاني قادر به استفاده از آخرين تکنولوژي خواهد بود بستگي به اين خواهد داشت که مدل داده هاي آن کمپاني چگونه اند. فقط يک معماري استاندارد براي data  و Metadata ميتواند يک ابزار BI  خبره و کامل  با ورودي که نياز دارد را تهيه نمايد .