چرا درمانده ايم؟ جامعه شناسي خودماني

نام کتاب : چرا درمانده ايم؟ جامعه شناسي خودماني          نويسنده :  حسن نراقي

بخشهايي از متن کتاب :

  • اگر صد بار حکومت را از بيخ و بن عوض کني ؛ اگر تمامي دشمنان فرضي و حقيقي خارجي ات را از روي زمين محو کني اگر تمامي افلاک و سماوات را به خدمت اوري تا ريشه ي مشکل را در خودمان خشک نکنيم تمامي اين عوامل احتمالا مسکنهايي خواهند بود و درد بعد از مدتي به نحو و شکل ديگري باز گريبانت را خواهد گرفت
  • بايد از گفتني هايي گفت که احتمالا بسياري آن را ميدانند ولي جرات ابراز ان را حتي براي خودشان ندارند
  • ايراد بزرگ و مشترک واعظين و منتقدان «برائت ايراني است» از ديد اينها همه ي عقب افتادگيها معلول دو علت هستند: اول رويدادي تاريخي که در گذشته اتفاق افتاده(حمله مغول و…) و دومي دست شوم خارجي
  • تمام تاريخ دادگستري اين کشور را از بدو پيدايش زيرو رو کنيد يکنفر را نخواهيد يافت که به جرم کار نکردن و پيش نبردن مسئوليتي که عهده دار بوده محاکمه شود
  • ملتي که تاريخ گذشته اش را نميخواند و نميداند ؛ همه چيز را خودش  بايد تجربه کند ايا فرصت اينکار را دارد؟
  • اگر به سراسر اين تاريخ نگاه بکنيد با اغماض هاي جزيي سراسر ان يک طيف يکنواخت و تکراري و سينوسي است . قبيله اي (کوچک و يا بزرگ فرق نميکند) دچار ظلم و ستم ؛ رکود و پس ان رخوت ؛ بي تفاوتي و نوميدي ميشود؛ يک قوم ؛ يک سرکرده ؛ يک جريان ؛  يک همسايه فرصت را مغتنم ميشمارد يورش مياورد در دستش شمشير و در کامش زبان چرب و وعده  هاي فريبنده ولي در کله اش جز به غارت و تاراج به هيچ چيز ديگري نمي انديشد… فاتح ميشود قبليها را مي کشد يا فراري مي دهد جايش مي نشيند تا از درون قبيله يک عده که نه شهامت کشته شدن را داشتند و نه قدرت و شانس فرار ؛ به سرعت تغيير شکل ميدهند با فاتح به صورت کاسه داغ تر از اش همداستاني ميکنند ميشوند دست راستش! يحيي برمکي ؛خواجه نظام الملک ؛ خواجه نصيرالدين طوسي ؛ ميرزا ابراهيم کلانترو…
  • بعد از ارامش اوضاع ميبينيد که ديگر حتي نادرشاهي که براي ايراني ي سرافکنده ي بعد صفويه ؛ اين چنين اعتباري را فراهم اورده قادر به ادامه کار نيست چون تمرين سازندگي نکرده ؛ امادگي و سواد لازم را براي اينکار ندارد بنا بر اين همان رويه ي نظامي را آنقدر ادامه ميدهد که …
  • جان فداي نقس نادره مرداني باد — که کم و بيش نگشتند به هر بيش و کمي
  • وقتي گاليله را براي استغفار «کليسا پسند» به محاکمه مي بردند و بعد از قرائت استغفار نامه ؛ يکي از شاگردانش فرياد زد :» بيچاره ملتي که قهرمانش را از دست بدهد» و برتولد برشت از قول گاليله چه زيبا ميگويد : «بيچاره ملتي که به قهرمان نياز داشته باشد»
  • به هر حال در اين دنياي وانفسا به هر قيمتي شده ؛ يک کاري بايد کرد يک خودي بايد نشان داد؛ شايد رانندگي اتومبيل زمينه ي خيلي مساعدي براي نشان دادن اين مورد باشد پا را ميگذاريم روي گاز و تا ميتوانيم فشار ميدهيم حالا ممکن است يا خودمان را به کشتن بدهيم و يا دوسه نفر ديگر را
  • روبرتو چولي سرپرست گروه بازيگران تئاتر المان در مورد بازيگري در ايران :»من پتانسيل قوي در بازيگران ايران مي بينم …در چند سال پيش که به ايران امده بودم و به اصفهان رفته بودم و در يکي از روزهاي تعطيل و عزاداري دسته اي را ديدم در ان دسته شيون و گريه  زاري زياد ميشدو انسان ها زيادي رنج ميبردند. من تنها کسي بودم که گريه نميکردم. من بازيگر خوبي هستم ولي انجا خجالت کشيدم که گريه کنم.کنار من چند مرد بود که زار زار گريه ميکردند يکي از انها که به من نزديکتر بود وسط گريه و زاري رو به من کرد و گفت مي خواهي فرش بخري ؟ و در عين حال گريه ميکرد. اين بزرگترين بازيگري بود که من ديدم
  • ياد اول انقلاب مي افتم که واقعا خيلي ها باور کرده بودند که ديگر نيازي به پليس و دادگستري و به تبع ان زندان ندارند . زندانها را قرار بود موزه و پارک کنيم و دانشگاه. حالا ببينيد که محاسبه کرده اند هر 52 ثانيه يک نفر راهي زندان ميشود
  • در بين سالهاي 68 تا 78 تعداد 67 ميليون نفر در مراجع قضايي کشور درگير بوده اند
  • به تصور من از بين تمام صفات انساني و والاي گاندي دو صفت يعني بيزاري از ترس ؛ و نفرت از انتقام و کينه توزي چشم گيرتر از ساير صفات اوست
  • اگرگذر هموطن ما به ديار فرنگ مي افتد مسحور شده و فورا شروع ميکند به مقايسه با مشابه ان در ايران.بدون انکه در نظر بگيرد ان وقتي که بزرگان ما در کاخهاي خود مشغول سرسره بازي بودنداين نيويورکيها و انگليسيها در عمق يکصدمتري زمين مشغول کندن تونل و احداث قطارهاي زير زميني بودند
  • حوادث بزرگ هرگز نميتوانند يک شبه شکل بگيرند و يا يک عامل مشخص را بهانه اي براي وقوع انها معرفي کرد.حوادث بزرگ حاصل ميليونها و بلکه ميلياردها حادثه کوچک و بزرگ ديگر هستند که روزانه در اطراف همگي ما اتفاق مي افتد و ما بي اعتنا به ان عبور ميکنيم
  • در مورد هيئت حاکمه هم همينطور است اصلا باور نميکنند!به ياد دارم که در روز تاسوعاي سال 57 پهلوي دوم را با هليکوپتر براي تماشاي زنده مردمي که در خيابانها بر ضدش تظاهرات ميکردند اوردند؛ من باور دارم که نقطه تعيين کننده شکست روحي شاه همان روز بود.بيچاره باور نميکرد که اينها همان مردمي هستند که تا سه ماه پيش براي ديدنش 2و3 ساعتي در سرما و گرما ميماندند
  • ان کس که حقيقت را نميداند ابله است ولي انکس که ميداند و ان را پنهان ميکند ؛ يک جنايتکار است
  • احساس ميکنم     /    در بدترين دقايق اين شام مرگ زاي       / چندين هزار چشمه ي خورشيد       در دلم   /       مي جوشد از يقين   /    احساس ميکنم      /  در هر کنار و گوشه اين شوره زار ياس      /  چندين هزار جنگل شاداب   /       ناگهان     /  مي رويد از زمين – احمد شاملو
Advertisements

One Response to چرا درمانده ايم؟ جامعه شناسي خودماني

  1. from kr says:

    from kr last night here

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: