پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني

پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني         

نوشته حسن نراقي

 

بخشهايي از متن کتاب (تيترها را من نوشته ام)

 

تاثير گذاري نهضت در ايران بجاي حزب

مردم  ايران معمولا  باقلب و احساساتشان وارد مسائل اجتماعي ميشوند و چندان پاي بند به مرام نامه و حزب و قيودات ديگر از خودشان نشان نميدهند و به همين دليل است که آنچه که در ايران کار ساز است «نهضت» است و نه حزب و اين نهضت هاست که هميشه در اين کشور تاثير گذار بوده و تاريخ ساز. واقعا چرا چنين است؟ براي اينکه نهضت معمولا بر مبناي «نه» گفتن به يک پديده مثل سازمان ؛ جريان و يا حتي نظام موجود شکل ميگيرد… اما براي گفتن «آري» جمعي ؛ به تجميع و تطابق سليقه هاي مختلف نياز بيشتري است که به علت تضادهاي شديد طبقاتي ؛ فرهنگي و رسوم اجتماعي مختلف به راحتي امکان پذير نيست. مواردش در صد سال اخير :

در نهضت مشروطه بيش از آنکه بتوانيم از دست آورد مشروطه بهره برداري کنيم موفقيتمان را در شکست استبداد جشن گرفتيم و هکذا در نهضت ملي شدن نفت که گويا هدف عمده همانا جنگيدن با انگليسي ها بود تا بهره برداري از خود نفت. و در همين انقلاب اسلامي خودمان ديديم که در قسمت در افتادن با رژيم گذشته چه اتفاق بزرگي بود و پس از آن چه به جان هم  افتادني!!

 

تفريح بعضي ها هم تماشاي تفريح ديگران است

يکي دوماه قبل يکي از روزنامه ها عکس درشت دو زن کولي بچه به پشت را خيره به تصاوير در يک سالن  نمايش ؛ در بالاي صفحه ي اول خود تيتر کرده بود که:»تفريح بعضي ها هم تماشاي تفريح ديگران است»

 

ما با تفنگ و شلاق مشکلي نداريم به شرط آنکه

ما با تفنگ و شلاق مشکلي نداريم به شرط آنکه سر لوله تفنگ به طرف خودمان نباشد و شلاق خور کس ديگري باشد. از خاطرات خود بگويم که زماني يک رستوران درجه سه مرا بدون کراوات به رستوران راه نميداد حالا به جبران آن روزها در بسياري از اماکن با کراوات راه نميدهند

 

دموکراسي

من نميدانم مردمي که هنوز روي خط کشي کف خيابان نميتوانند حريم و حرمت همديگر را نگاه دارند اين دموکراسي را براي چه ميخواهند؟

 

مبارزه واقعي

سال 39 يا 40 بود دوره اغتشاش و شلوغي ؛ ما هم به اقتضاي سن 17 سالگي عاشث تعطيل کردن کلاس و به خيال خود «مبارزه»!!(بعد فهميديم مسئله سر وزير شدن يکي بود که شد). معلم فيزيک فهيمي داشتيم ؛ در اوج مبارزات مرا صدا زد و گفت چه ميکني ؟ گفتم مگر نمي بيني مبارزه… عليرغم انتظار تشويقي که از او داشتم گفت اگر واقعا ميخواهي مبارزه کني ميگويم چه بکن.گفت برو – درو همسايه ات را بگرد يک نفر را پيدا کن و خواندن و نوشتن يادش بده ….و من فکر کردم عجب مبارزه اي !! … حالا بعد از 4 يا 5 دهه به اينجا رسيده ام که هنوز دير نشده «مبارزه را بايد در ساخت جستجو کرد نه در انهدام»

 

اسلحه خطرناکتر

به نظر من هيچ اسلحه اي خطر ناکتر از باور اشباع شده غلط نيست . نمونه ها فراوان است هيتلر اگر باورش نشده بود که نژاد الماني برترين است و بقيه بايد که فرودستي کنند مطمئنا هرگز داراي چنين قدرت مخربي نميشدکه نيمه ي بزرگ دنيا را اين چنين به آتش و خون بکشد

برتولت برشت :»عده اي را براي هميشه و همگان را براي مدتي ميتوان فريفت ولي همگان را براي هميشه هرگز «

 

نبايد اجازه دهيم که تنها يک مرد بر ما حکومت براند

دقيقا نميدانم سابقه دموکراسي  خواهي در ايران از چه زماني است اما در کتاب تاريخ ايران باستان از مرحوم حسن پير نيا(مشيرالدوله)  از قول اوتانا(يکي از هفت نفري که بردياي دروغين را به زير کشيدند) امده: به نظرم ديگر نبايد اجازه دهيم که تنها يک مرد بر ما حکومت براند که نه نيک است و نه دلخواه؛ چگونه ممکن است سلطنت نيک و منظم باشد درحاليکه اجازه ميدهد يک مرد هر آنچه که ميخواهد انجام دهد بدون انکه جوابگو باشد

 

ابزار لازم براي دموکراسي

اين اصل است که براي هرکاري ابزاري لازم است. دموکراسي مورد درخواست من و شما هم مطمئنا از اين قاعده مستثني نيست. تا ابزارهاي مورد نياز آن را تا مين نکنيم محال است به آن برسيم و اگر هم تصادفا دري به تخته خورد و رسيديم ؛ نميتوانيم نگهش داريم. ناراحت نشويد همانطور که تا بحال نتوانسته ايم

 

فرصت طلب ؛ سازشکار

اينها آمدند و از قلب کليشه يي بسياري از معاني که ميتوانست مفاهيم بسيار سازنده اي را براي اين ملت داشته باشد دشنام هايي ساختند و در ادبيات سياسي کشور جا انداختند که جرات استفا ده از آنها را حتي از مخالفانشان سلب کردند. هي گفتند «فرصت طلب » «سازشکار»  اما نگفتند آن فرصت طلبي که براي منافع مردم باشد به نفع مملکت باشد براي اغفال توده ها و سود منافع شخصي نباشد خودش يک امتياز است ….ويتنامي ها دقيقا در همان زمانيکه نيزه هاي چوبي شان در جنگل هاي اطراف هانوي امريکايي ها را هدف ميگرفتند همزمان به همت هيئت ديپلماتيک شان در پاريس ؛ دور يک ميز با امريکايي ها چاي و قهوه ميخوردند ؛ شرايط صلح را با چانه زني پيش مي بردند

 

به چه دليل اين شديم

اگر بپرسيد به چه دليل اين شديم ؛ مجبور خواهم شد فهرست وار تکرار کنم فقط فهرست وار شرمسارانه بگويم :

–         به دليل اين که ملتي هستيم بيگانه با تاريخ

–         حقيقت گريز و پنهان کار ؛ ظاهر ساز و قهرمان پرور ؛

–         خود محور و همه چيز دان بي برنامه و فرصت طلب و قانون گريز و به تبع ان مسئوليت ناپذير

–          و اگر اجازه دهيد و ناراحت نميشويد  حسود و پرتوقع

 

توهم شاه

شاه واقعا فکر ميکرد کارگرها را که در سود کارخانه ها شريک کرده ؛ به کشاورزان هم که زمين داده ؛ در خيابان ها هم که عبور ميکند ان طور! او واقعا باور کرده بود که مردم ديوانه وار او را دوست دارند! خارجي ها هم که خوب ميدانيم براي پولش آن جور تملق ميگفتند. اين توهم را آنقدر  ادامه داد تا آن روز گويا تاسوعاي سال 57 بود که با هليکوپتر از بالاي سر مردمي رد شد که با رکيک ترين الفاظ از اوياد ميکردند

 

Advertisements

2 Responses to پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني

  1. دانشجوی جامعه شناسی says:

    جالب بود.قبلا این کتاب خونده بودم ولی برام تداعی شد.ممنون

  2. joubine says:

    خیلی جالب.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: