برد(چگونه ميتوانيد در کسب و کارتان برنده شويد) نوشته جک ولش

bord

نام کتاب : برد                 نويسنده جک ولش      مترجم عبدالرضا رضايي نژاد

بخشهايي از متن اين کتاب :

 

  • برد در کسب و کار بسيار با اهميت است. هنگامي که برد حاصل گرددانسانها رشد کرده و کامياب ميشوند فرصتهاي شغلي همه جا و براي همه کس فراهم مي آيد مردم به آينده خوش بين تر ميشوندو منابع لازم  براي فرستادن فرزندان خود به دانشگاه ؛ تامين بهداشت خانواده ؛ خريدخانه هاي ييلاقي و پس انداز براي دوران بازنشستگي در اختياردارند… ميتوانند بخشي  از توان و پول خود را به مدارس و موسسه هاي خيريه اختصاص دهند

 

  • شرکت هاي برنده و کارکنان آنها ؛ موتور يک اقتصاد پويا و سالم هستند

 

  • چرا خلوص کمياب است: موضوع ريشه در کودکي دارد از اول بما اموخته اند که اخبار ناگوار را بي پرده نگوئيم و موضوع هاي بد را پيش از طرح تلطيف نمائيم
  • انسانها افکار خود را به آساني عريان نميکنند زيرا به تجربه دريافته اند که اين رفتار بهتر است
  • بر اساس ارزيابي معمولا 20 درصد کارکنان عالي هستند و 70% متوسط و 10% ضعيف
  • رهبران به راستي چه ميکنند؟

–         رهبران هر رخدادي را به چشم يک فرصت مينگرند و با ارزيابي ؛ مربيگري ؛ و افزايش اعتماد به نفس ؛ بي وقفه در راه رشد تيم خود مي کوشند

–         رهبران کاري ميکنند که پيروان نه تنها همواره رسالت سازمان را پيش چشم داشته باشند؛ بلکه آن را تنفس نمايند

–         رهبران در پوست يکايک پيروان رفته و انرژي و اميد در آنان مي دمند

–         رهبران در سايه  ارائه خلوص غ شفافيت و پاداش ؛ اعتماد مي افرينند

–         رهبران شهامت اخذ تصميم هايي را دارند که گاهي همه پسند نيست

–         رهبران با پيگيريهاي در حد آزاردهنده براي بدبينان غ دريافت پاسخ عملي به پرسشهايشان را دنبال ميکنند

–         رهبران خطر پذيرند و از رخدادها ي بي سابقه پند ميگيرند

–         رهبران تجليل ميکنند

 

  • انسانهاي کارآمد و موثر ؛ ميدانند که چه هنگام بايد از بررسي بيشتر  دست کشيده و حتي با در اختيار داشتن اطلاعات محدود تصميمي قاطع گرفت
  • هيچ چيزي نگران کننده تر از اين نيست که کسي در سازمان خود سخت و صميمانه بکوشد؛ ولي کارش مورد تقدير واقع نشود

 

  • همه کارکنان بايد از وضع و چگونگي کارکرد سازمانشان آگاه باشند

 

  • پيچيده ترين و حساسترين نوع اخراج ؛ هنگامي است که فردي را به دليل عملکرد ضعيف کنار ميگذاريم

 

  • بي رو در بايستي ؛ بسياري از انسانها تنها براي چيزهاي بسيار کوچک – مانند بسته شدن چايخانه اداره – با دگرگوني هاي سازنده مخالفت ميکنند

 

  • در شرکتهاي بزرگ  معمولا همکاران به نداي تحول شما سر موافقت تکان ميدهند ولي در برگشت به دفاتر و محل کارشان ؛ همان کارهايي را خواند کرد که پيش تر انجام ميداده اند

 

  • بنا به بررسي من ؛ کمتر از 10% از دست اندر کاران دنياي کسب و کار؛ روحيه»عامل تحول» شدن را دارند. اينان دليرند و از اينده ناشناخته نمي ترسند

 

  • 5 مطلب ميتواند در رويارويي با بحران به شما کمک کند :

–         مشکل را بدتر از آني که به نظر مي رسد تصور کنيد

–         تصور کنيد که در جهان چيزي پنهان نمي ماند و موضوع عاقبت  نزد همگان بر ملا ميشود

–         تصور کنيد که چگونگي برخورد شما و سازمانتان با بحران ؛ انگشت نماي خاص و عام شود

–         منتظر بروز دگرگونيهايي در فرآيندها و افراد باشيد

–         انتظار داشته باشيد که سازمان نجات يافته و نيرومندتر از پيش به راهش ادامه دهد

 

 

  • هيچ گاه تن به خريد شرکتي ندهيد که مي تواند شما را به گروگان بگيرد

 

  • پنجمين چاله (در ادغام شرکتها) ؛‌ ‌»بيماري فاتحان» است. در اين حالت شرکت تصاحب کننده به مانند رژه نظامي وارد ميدان شده و مديران خودي را در همه نقاط مستقر مي کند – غافل از اين که ؛ يکي از مزاياي ادغام دسترسي آسان به گروهي تازه از هوشمندان است و ميتوان از ميان ايشان بهترين ها را برگزيد

 

  • به اشتباه نيفتيد ؛ شش سيگما براي هرگونه فعاليتي نيست . در کارهاي بانکي ؛ بازاريابي ؛ و ديگر فعاليتها يي که مستقل و جداگانه اتفاق مي افتند کاربرد ندارد. شش سيگما ويژه فرآيندهاي تکرار پذير درون سازماني يا طراحي هاي پيچيده فرآورده هاي نو مي باشند

 

  • اگر به کسي برخورديد که سراسر عمرش وفادارانه به يک شغل چسبيده ؛ سر ميز شام مهماني کنارش ننشينيد حوصله تان سر خواهد رفت

 

بررسي شغل تازه

علامت

اگر چنين باشد خوب است

اگر اينگونه باشد احتياط کنيد

انسانها

نيروهاي سازمان را خيلي دوست داريد؛ ميتوانيد با آنان رابطه برقرار کنيد؛ و از مصاحبت با ايشان لذت مي بريد آنان نيز همين تصور را در مورد شما دارند

تصور کنيد که نياز به کوشش ويژه داريد تا با افراد سازمان ارتباط گرفته شود.

عاقبت به خود ميگوئيد»لازم  نيست با آنان دوست شوم با ايشان کارخواهم کرد»

فرصتها

شغل به شما فرصت رشد خواهد داد.

احساس ميکنيد چيزهايي خواهيد آموخت که حتي نميدانستيد برايتان ضروري است

به عنوان کارشناس خبره استخدام شده ايد.

احتمالا از ابتدا خود را هوشمندتر از ديگران احساس مي کنيد

گزينه ها

شغل چيزهايي به شما ارزاني ميدارد که هنگام جدايي از سازمان نيز با شما خواهند ماند. خود کسب و کار و صنعتش هم‌اينده دارد

صنعت به مرحله بلوغ رسيده و وضع اقتصادي خرابي دارد. شرکت هم به دلايل فراوان ؛ نميتواند چيزي به تجاربتان بيفزايد

مالکيت

کار متعلق به خودتان است ؛ يا براي کسي کار ميکنيد که خوب مي شناسيد. در هر حال احساس آرامش داريد

کارتان براي کساني است که نمي شناسيدو بازخورد مثبتي از ايشان نداردي- مانند معلم کلاس پنجم که هميشه مي گفت :»شما آخر به هيچ  جا نمي رسيد»

محتواي شغل

اجزاي شغل برايتان «انگيزه آفرين» است حتي از نظر رواني آن را دوست داريد و معنا دار مي باشد

فقط يک شغل است تا پيش آمدن فرصت بعدي يا پولش برايتان مهم است

 

 

  • چيزي بدتر از اين نيست که تصور شود در اشتغال پول اهميت ندارد

 

  • کارکردن براي برخي شرکتها مانند مدال گرفتن در بازيهاي المپيک است. در سراسر دوران فعاليت هاي کاري ؛ اعتبار آن همراهتان مي ماند

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: