تعطيلات عيد پرويزخان ايراني و پاستورينوي ايتاليايي

پرويزخان

از اوايل اسفند شور و شوق عجيبي  آرام و قرار و حال کار از او  ربوده و بي تابش کرده بود. تمام اين مدت نقشه شستشو و  تزئين منزل و تغيير دکوراسيون وچيدمان ترکيه اي  سفره هفت سين و پذيرايي آنچناني ذهنش را مشغول کرده بود . همه وقايع بنزين و سهميه و کارت معاينه خودرو از چشم و گوشش دور نمانده بود. تمام خطرات و مصيبتها را (از شلوغي و ازدحام و  سرقت منزل تا تصادفات و کشت و کشتارهاي جاده ها ) نيز بجان خريده بود.   هفته آخر را نيم بند سرکارش مي آمد دو روز آخر نيز تاب نياورده و کامل مرخصي گرفت .

ميدانست که  هرسال نيز  تا اواخر فروردين  مرور وقايع و اتفاقات و خاطرات خوش (وصف العيش نصف العيش) او را در عالم هپروت ميبرد.

پرويز خان حتي اسفند و فروردين هم معتقد به ايران هزارو چهارصدو چهار است که سرآمد ممالک منطقه شده است

 پاستورينو

آخرين روز سال بود ماههاي زيادي بود که در ايران و دور از خانواده اش کار کرده بود . نهارش را خورد دوباره برگشت سرکارش . با آن هيکل نسبتا چاق و گامهاي آرام و لبخند مهربانش ؛ کت بلندش  را در آورده و روي صندلي انداخت و سيگارش را روشن کرد و  نشست  پشت کامپيوتر و شروع بکار کرد . بقيه همکاراش ظهر يک يک خداحافظي کرده و داشتند چمدانهايشان را مي بستند . انگار که او تعطيلات عيد را در ايران خواهد ماند!  ساعت حدود 4 عصر بود . آرام بلند شد با دقت ميزش را مرتب کرد و کتش را پوشيد و لبخند برلب خداحافظي کرد و رفت . فقط حدود دو سه ساعت به پروازشان مانده بود

 

پ.ن. : داستان پاستورينو عين واقعيت بود . پرويزخان ها را نيز همه ما مي شناسيم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: