داستان گربه مهندس مهدي بازرگان و بازسازي غزه

مرحوم بازرگان اولين نخست وزير بعد انقلاب تعريف ميکرد : فردي داشت غذا ميخورد همان زمان گربه اي پيدا شد شروع کرد به ميو ميو گفتن. مرد لقمه اش را به او داد و گر به خورد تا مرد خواست لقمه دوم را بخورد دو باره گربه ميوم ميو کرد مرد بار ديگر لقمه اش را به او داد. لقمه سوم را خواست دهانش بگذارد دوباره گربه ميو ميو کرد. مرد ناراحت شد و گفت بيا ببين اصلا اين غذا پيش تو باشه حالا من ميو ميو.

داستان باز سازي غزه هم به نظر ميرسد اگر کل مملکت و بودجه اش را بدهيم آنان و خودمان ميو ميو کنيم به صرفه تر است. ساخت مجلس ؛ دانشگاه ؛ مسجد ؛ باز سازي زيرساختهاي شهري ؛ بيمارستان ؛ مدرسه ؛ واحدهاي مسکوني ؛ در مان مجروحان ؛ کمک به خانواده شهدا ؛ جانبازان ؛ زير پوشش قرار دادن ايتام  و آسيب ديدگان و…

مرتبط :

         کمکهاي ديگري هست که  نميتوانيم اعلام کنيم

         يک زماني ياسر عرفات آمد و خنديد و خورد و برد و رفت و به ريشمان خنديد حالا اينها

         اگر آنان 22 روز مقاومت کردند ايران نزديک 3000 روز مقاومت کرد

         بابا فرصت بدهيد کشورهاي ديگه هم کمک کنن .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: