جمعه – تلويزيون – حاج آقاي سفيد پوش برنامه گلبرگ

         اصرار حاج آقا و خطاب او که : اي جوان نترس حتي اگر پول نداري ؛ اگر کار نداري ؛ اگر مسکن نداري و … برو ازدواج کن . بابا خود خدا گفته اگه هيچي نداري اونش با من تو برو زن بگير. اصلا اگه اينکار رو نکني يعني تو به خدا اطمينان نداري . برو نترس

         اين کارشناس يادش رفته که اوايل انقلاب در تلويزيون تشويق به زادو ولد و افزايش نفوس مسلمين کردند بعد يکدفعه بيدار شدند و کشتي کشتي لوازم جلوگيري از بارداري وارد مملکت کردند و … افسوس که دير شده بود

         يکي هم زنگ زده ميپرسيد آقا من با تقوي و … بر نفس خودم پيروز شده ام و مشکلي ندارم . آيا باز هم بايد ازدواج کنم؟ جاج آقا فرمودند : بله حتي اگر مشکلي هم نداري بايستي ازدواج کني

پ ن. من حاج آقا نيستم. يکبار برنامه گلبرگ را ديده ام . نظرات حاج آقا را در آن برنامه که ديدم قبول ندارم. متخصص و صاحب نظر مشاوره نيستم . بهتر است سئوالي اگر داريد از اهل فن و صاحب نظر بپرسيد

آخرين کلام : دوستان سعي کنيد به افراد متخصص و اهل فن و آگاه مراجعه کنيد. بارها گفته ام من متخصص نيستم نگرانم نظر من درست نباشد. لذا با پوزش از دوستا ن کامنت اين پست را مي بندم و چند مورد جهت مشاوره پيشنهاد مي کنم :

         تلفن 2000039 برنامه گلبرگ که ناشناس در يکي از کامنتها  اعلام کرده

         صداي مشاور که تلفني مشاوره مي دهد و به نظرم در هر شهري وجود دارد

         روانشناساني که همه جا وجود دارند

         گروههاي مشاوره اي که تابلو زده اند و تخصصشان مشاوره است

         معلمين ؛ بزرگان فاميل و پدرومادر؛ پيشنماز مسجد ؛ …

         مطالعه کتبي که در هر زمينه امروزه الحمد … در دسترس است . شايد نياز به خريد کتاب هم نباشد عضو کتابخانه ها شويد

         و اگر به هيچ چيز دسترسي نداشتيد به مسجد برويد با خداي خود خلوت کنيد رازتان را به او بگوئيد؛  با عقل و منطق و کمک او با مسئله برخورد کنيد

 

 

 

 

Advertisements

41 Responses to جمعه – تلويزيون – حاج آقاي سفيد پوش برنامه گلبرگ

  1. delzadeh says:

    واین چنین است که بعد از 30 سال اجازه می‌یابد فردی که بی‌منطق حرفش را برای میلیونها نفر بزند!

  2. بی طرف says:

    شما مثل اینکه بیکار نشسته اید تا به همه چیز گیر بدهید پس دوست دارید جوان خودرا در کوچه و خیابان ارضا کند یک مقدار منطقی باشید شرایط جامعه را در نظر بگیرید آنجا ننشینید فقط حرف بزنید

  3. سي و سه پل says:

    در جواب بي طرف : اتفاقا من حرف نميزنم حاچ آقا حرف مي زنند
    ثانيا واقعا اگر کسي شرايط ازدواج برايش فراهم نباشد بايستي ازدواج کند
    ثالثا: اگر کسي چشم بسته ازدواج کند بعذ از مدتي علاوه بر اينکه خودش در کوچه و خيابان خواهد بود چند بچه کوچک را نيز آواره در خيابان رها خواهد کرد
    رابعا : اسلام نيز براي ارضا نگفته برو زن بگير ازدواج يک تعهد بسيار سنگين و بسيار سنگين در قبال زن – فرزندان – جامعه – نسل آتي است چگونه ميتوان چشم بسته و در هر زمان به اين امر مبادرت نمود

  4. ناشناس says:

    شماها واقعا فهم ندارین اول حرف های اون حاج اقا رو بفهمین و بعد حرف بزنین شماها خیلی منطقی هستین دارین جر می رین

  5. سي و سه پل says:

    در جواب ناشناس
    چقدر خشن!. بابا حاج آقا خيلي ساده حرف مي زنند. ميگن چشماتونو ببندين و زن بگيرين. عين اول انقلاب که ميگفتن چشماتونو ببندين و بچه دار بشين. نتيجه اين بچه دار شدن مشخص شده است: بيکاري ؛ اعتياد ؛ فساد؛ تورم ؛ سونامي جمعيت.
    نتيجه زن گرفتن بدون آماده شدن شرايط هم بعدا معلوم ميشود.
    حرف حاج آقا عين لباس سفيدش روشن و شفاف است . همه فهميده اند. نگران فهمش نباش. نگران نتيجه اين توصيه باش

  6. ص says:

    با سلام خدمت حاج آقا سفيد پوش
    جواني 29 ساله هستم که حدود 6 سال قبل با دختر خانمي عقد کردم وبه علت پارهاي مشکلات و مسائل از يکديگر جدا شديم. وليکن اکنون که قصد ازدواج دارم ,زماني که به خواستگاري دختري مي روم با اينکه مي دانيم جواب دختر و خانواده اش مثبت است ,لذا هنگامي که در همان جلسه اول مسئله قبلي خود را مطرح مي کنم ,پس از شنيدن موضوع جواب منفي مي دهند .ليکن از حاج آقا تقاضا دارم مرا راهنمايي کنند که اين مسئله را چه موقع و چگونه با دختر و خانواده اش مطرح کنم.
    با تشکر

  7. سي و سه پل says:

    آقاي ص
    با سلام
    من که حاج آقا نيستم الحمد …
    ولي متقابلا شما بگوئيد اگر به خواستگاري دختري رفتيد و او ازدواج کرده بود انتظار داريد او کي به شما بگويد که قبلا ازدواج کرده است و طلاق گرفته؟
    به نظر من که حاج آقا نيستم ؛ همان اول کار و شايد قبل از خواستگاري رسمي بايستي مطلب را بگوئيد.
    باز تاکيد ميکنم من حاج آقا نيستم بهتر است با کسان ديگر نيز مشورت کنيد

  8. مهدی says:

    با عرض سلام و خسته نباشی خدمت مجری محترم و حاجاقای دهنوی .
    من دلبسته خواهر زن برادرم شده ام که نسبت فامیلی هم با هم داریم ما در دوشهر متفاوت زندگی می کنیم .من فقط ایشون را یک بار دیده ام .اما باکسی مطرح نکرده ام .از لحاظ سنی من 21 و ایشون 18 سالشون است حالا باید چه کار کنم .در عذاب هستم خجالت می کشم با والدینم مطرح کنم .ممنون

  9. مهدی says:

    من دلبسته خواهر زن برادرم شده ام که نسبت فامی دیگری هم داریم اما برای اینکه در دو شهر دور از هم زندگی می کنم وهمدیگر را فقط دو سه باری دیده ایم.ولی از علاقه ایشان خبر ندارم چه باید کرد .

  10. سي و سه پل says:

    مهدي جان سلام
    – سوال خودت را با حاج آقا مطرح کن
    – من نظرات و راهنماييهاي حاج آقا را اصلا قبول ندارم
    – 21 سال و 18 سال براي ازدواج بسيار زود است
    – با يک بار ديدن دلباختن منو ياد اين بيت شعر مي اندازد که :
    عشقهايي کز پي رنگي بود عشق نبود عاقبت ننگي بود

  11. ک.ق says:

    با عرض سلام خدمت مجری محترم و حاج آقا دهنوی
    من پسری 18 ساله هستم مدت 1 سال هست که با دختری 18 ساله آشنا شدم و به او علاقه مند شدم او نیز به من ابراز علاقه می کند و ما تصمیم به ازدواج گرفته ایم ولی نمی دانیم چگونه این موضوعو با خانوادیمان در میان بگذاریم از طرفی پدر این خانوم به علت تعصب خود برخورد شدیدی با هردوی ما خواهند داشت و همین باعث ترس ما از بازگو کردن این موضوع شده است وابستگی هردوی ما بیشتر شده و من برای جلوگیری از آلوده شدن به گناه می خواهم هرچه سریعتر خانوادهها از این موضوع اطلاع یابند اما راهشش را نمیدانم و لازم به ذکر است که من به هیچ وجه حاظر نیستم دست از این دختر بردارم حتی اگر پدرش مخالفت کند. مرا راهنمایی کنید متشکرم !!!

  12. ناشناس says:

    سلام.جوانی هستم 23ساله که مدتی است به دختری که 6ماه ازمن بزرگتراست علاقه مند شدم درضمن محل کارمن نزدیک محل کار ایشان است وازشما راهنمایی می خواهیم حاج اقا.متسکر

  13. ج.م. ازقشم says:

    باعرض سلام خدمت مجری برنامه وحاج اقا دهنوی

    جوانی هستم 23ساله که حدود1ساله ÷یش قصدازدواج گرفتم وتمام شرایط ازدواج نیز فراهم گردید ولی خانمی ازاقوام به دلیلی این وصلت رابرهم زده بدون اینکه کسی متوجه بشود وخانواده ام بارها به او تذکردادن ولی کو گوش شنوا حتی در ازداواج برادرم نیز دخا لتهای بیجا کرده وباعث رنجش مادرم شده

    ازشما راهنمایی می خواهیم حاج اقا .

  14. سي و سه پل says:

    جواب بر همه دوستاني که مرا اشتباها به جاي حاج آقا گرفته اند:
    – من حاج آقا نيستم از خودشان بپرسيد
    – من اصلا حاج آقا را قبول ندارم
    – اما نظرات من :
    18 سال براي ازدواج بسيار زود است. برو دنبال درس و کار . بعد براي ازدواج اقدام کن.
    براي 23 ساله : مد شده که اين روزها زنها بزرگتر از مردها باشند. سعي کن همديگر را خوب بشناسيد و اگر شرايط زندگي و اداره آن براي دو طرف فراهم است بعدا اقدام کنيد
    براي ج م از قشم : اگر مرد و زن زندگي خود را بدست گيرند و از نظر مالي نيز وابسته نباشند دخالتها نتيجه اي نخواهد داشت .

  15. پری says:

    من تقریبا یک سال است که با پسری تو چت آشنا شدم که متاسفانه نه پدر دارد و نه مادر و خیلی تنهاست.من برنامه شما را دو قسمت دیدم که در یک قسمت ان حاج اقا گفت که اگر هم بگه که به خاطر شما خودشو می کشه و اینا ممکنه دروغ باشه اما من هم ادرسشونو دارم هم شماره ابجیشو لطفا راهنماییم کنید.قرار است که یک هفته دیگر به شهرمان بیاید.

  16. اقا ازنیشابور says:

    حاج اقا من جوانی 21 ساله ودانشجو هستم که باید بگم بدبختانه
    عاشق شده بودم
    حاج اقا من نتونستم عشقمو ابراز کنم و ایشون عروس شد ومن حالا اصلا توانایی درک این قضیه را ندارم
    و باید بگم با توجه گذشت 2سال ازاین برنامه من هنوز به ایشون فکر میکنم البته نه برای ازدواج
    ازهمه دخترها دیگر بدم می اید
    !!!!! از شما می خواهم که مرا بیشترراهنمایی کنید چون من همشهری شما نیز هستم

  17. سردرگم says:

    سلام من 1دختر 17 ساله ام که 1ساله با پسر19ساله ای آشنا شدم.همدیگر را خیلی دوست داریم ولی من به این نتیجه رسیدم که 1سال رابطمون رو قطع کنیم بهتر میتونیم تصمیم بگیریم.ولی ایشون مخالفت میکند میشه راهنماییم کنید؟

  18. ناشناس says:

    سلام.من دختري هستم 20 ساله كه با توجه به پيشنهاد هايي كه ميشود ميخئامن بدانم ازدواج با پسري كه قبلا عاشق بوده و ولي فراموشش كرده درست است؟

  19. سي و سه پل says:

    بابا من حاج آقا نيستم!!!!!! شغلم هم مشاوره نيست . از من نپرسيد. اما به ناچار به رسم ادب در مقابل دوستاني که سئوال کرده اند نظرم را ميگويم. بهتر است از افراد خبره و اهل فن بپرسيد

    پري خانم : اشنايي توسط چت آشنايي نيست. بخودت و به پسر مقابلت فرصت بده و از روشهاي درست و با کمک از بزرگان سعي کن طرف مقابلت را کامل بشناسي. شناخت تو نبايستي صرفا از روي صحبت باشد.براي ازدواج عجله نکن. با شناخت کامل و مطمئن ومهيا بودن شرايط ازدواج کن
    آقا از نيشابور : تنها راه چاره شما مراجعه به يک روانشناس وکمک از ايشان است. مطمئن باش نتيجه مي گيري. مشکل توخاص تو نيست از اين موارد پيش مي آيد.
    سردرگم : 17 سال سن براي ازدواج در اين دوره خنده دار است. آيا شما به حدي رشد کرده ايد که مديريت زندگي را بدست گيريد؟ بهتر است با فردي از بزرگان فاميل يا آشنايان و معلمان که بتواند شما را راهنمايي کند مشورت کنيد. براي ازدواج عجله نکنيد
    ناشناس : اولا حد عشق قبلي او چه بوده است؟ ثانيا علت فراموشي عشق قبلي چه بوده؟ ثالثا چرا شما را انتخاب کرده؟ رابعا آيا خواسته ها و اهداف شما با آن پسر يکي است؟خامسا آيا شرايط زندگي مشترک براي شما با اين پسر فراهم است؟ آيا او و همچنين شما توان اداره يک زندگي مشترک را داريد؟و هزاران سئوال ديگر که قبل از ازدواج بايد بپرسيد و براي آنان جواب پيدا کنيد و بعد ازدواج کنيد

  20. ج.م.ازب says:

    سلام «حاج اقا

    جوانی هستم که مدتی است به دختر خانمی علاقه مند شدم که خانواده ام به خواستگاری این دخترخانم رفتن ولی ایشان با شغل بنده مشکل داشته وجواب نداده چون شغل من طوری است که هر3الی4 یکبار حتما باید مکان خدمتی عوض شده که ایشان بااین کار مخالف بوده

  21. عاشقم says:

    با سلام جوانی هستم 23ساله که عاشق یک زن 35 ساله شده ام اما خانواده زن مخالفت میکنن میگن دختر ما میخواهد درس بخواند من فکر کنم دارن گوه مفت میخورن

  22. سي و سه پل says:

    ج.م. : شرط ازدواج قبول داشتن شرايط و موقعيت براي زندگي مشترک مي باشد. خوب است که هر دو طرف صادقانه پيش رفته اند و اسير احساسات نشده اند.
    عاشقم: عزيزجان مد شده که اين روزها دختر بزرگتر از پسر باشد ولي نه 12 سال. خانواده زن منطقي تر فکر کرده اند. چنين اختلاف سني در آينده مسائلي را در بر خواهد داشت

  23. هلنا says:

    من دختری27 ساله هستموهمه خواستگاهایم را دشمنانم پراندهاند حالا نمی دانم چه بکنم

  24. سي و سه پل says:

    هلنا سلام :
    – 27 سال سن زيادي نيست
    – قبل از هر کار دشمني دشمنان را بايد بشناسي و آن را بر طرف کني
    – مطمئنا خواستگاران زيادي هم خواهي داشت
    – خودت نيز تلاش کن(اميدوارم براي همسر يابي به چت و … متوسل نشوي)
    – از خانواده و فاميل و دوستان خوب براي يافتن همسر خوب کمک بگير
    – شرايط خودت را با بالا بردن قابليتها بهتر کن و با اعلام آن پيش دوستان و آشنايان بگذار اين قابليتها وتوان را همه بدانند
    – نميدانم شاغل هستي يانه؟ عموما شاغل بودن براي خانمها دو امتياز دارد. يکي امکان آشنايي با افراد بيشتر و دومي در آمد که در بعضي موارد زوجها ناچارند هر دو کارکنند
    – خداوند را نيز فراموش مکن. خودت نيز هر چه بيشتر بايد خوش قلب و اميدوار باشي
    – فکر اينکه ممکن است سن ازدواج بگذرد ممکن است بعضي دخترها را عصبي کند که بايستي به اين مسئله نيز توجه کرد
    – ورزش و مطالعه و بروز نگه داشتن اطلاعات و شرکت در مجالس خوب و دوستانه (نه هر مجلسي) خوب است
    – داشتن دوستي با آدمهاي خوب و مثبت نيز ميتواند مفيد باشد.بخصوص دوستاني که اشنايان فراوان دارند
    – گوشه گير نباش و سعي کن در جامعه باشي (جامعه و محيط سالم و اميد بخش)
    – با نزديکان و دوستان خوب نيز مشورت کرده از آنان کمک بگير

  25. ناشناس says:

    دختری 22 ساله هستم . متاسفانه در خوانواده ما که خیلی خانواده درست و خوبی هم هستیم بر حسب تقدیر طلاق در چند نفر از بستگان اتفاق افتاده که به دلایلی از قبیل اعتیاد و اختلال روانی و… بوده .و حالا که موقع ازدواج من رسیده من کمی می ترسم البته به سرنوشت و خواست خدا که همه این حوادث امتحان الهی است بسیار معتقدم اما به این زودی نمی تونم به پسری اعتماد کنم ممکنه یه پسری خیلی خوب باشه اما بعد از این که به همه ی خوبیهاش فکر می کنم چیزهای بد تو ذهنم نقش می بنده و فکر می کنم اون هم می تونه بد باشه و صحنه های بدی که ممکنه با اون به وجود بیاد رو مجسم میکنم. خیلی درگیر شدم. ذهنم خلی مشوشه .بعضی اوقات تصمیم می گیرم اصلا ازدواج نکنم و بعضی اوقات ذهنم روشنه و اینده رو روشن می بینم و می خوام ازدواج کنم ولی نمی دونم کدوم ذهنیتم درسته خیلی گیجم

  26. deleted says:

    دختری 26 ساله هستم و از خانواده ای بسیار اصیل و محترم . 5 سال پیش با اقایی عقد کردیم و حدود 2 سال عقد کرده بودیم اما بنا به دلایلی و مشکلات اخلاقی که ایشان داشتند از هم جدا شدیم . الا میترسم که دیگه موقعیت ازدواج برام پیش نیاد چند باری هم افرادی به خواستگاری امدند اما بعد از شنیدن این موضوع دیگه خبری ازشون نشد. نمیدونم چطور باید با یه خواستگار این موضوع رو در میون بزارم….می ترسم تا همیشه تنها بمونم

  27. سي و سه پل says:

    من متخصص نيستم در حد يک دوست ميتوانم نظرم را بگويم.بهتر است با متخصصين و صاحب نظران و بزرگان فاميل مشورت کنيد.
    نا شناس سلام
    – بررسي کنيد علت وقوع طلاقها چه بوده ؟ آيا خود دختران مقصر بوده اند؟ آيا شوهران آدمهاي نابابي بوده اند؟ آيا توقعات بيجا مردان را به چنين مسيري کشانده؟ و…
    – چنانچه علت مشخص شد ؛ اگر علت دختران بوده اند شما سعي کنيد آن موارد را نداشته باشيد
    – اگر علت شوهران بوده اند ؛ در اين صورت سعي کنيد از آن قشر دور باشيد. برخي مواقع گروهي از فاميل هستند که با مواد مخدر آشنا هستند (نميگويم معتادند ولي ميدانند مواد مخدر چيست)و براحتي و با کوچکترين مشکل بدام اعتياد مي افتند. بعضي وقتها گروهي هستند که ضعيف هستند و شايد تنبل و بيعار. چنانچه خواستگاران شما از اين گروهها هستند سعي کنيد از آنان دور باشيد. بعضي خانواده ها را مي شناسم که تصميم گرفته اند با آشنا ازدواج نکنند البته اين مورد هم عواقب و مشکلات خود را دارد. شايد شما نيز ناچار باشيد از اقوام و اشنايان دور باشيد. البته دور بودن نه به معني دوري فيزيکي بلکه کم کردن ارتباط.
    – در هر حال بهترين راه حل زمان ازدواج براي شما اين است که دوره اي را بعد از عقد شرعي ؛ بدون داشتن ارتباط زناشويي و عقد محضري براي آشنايي بيشتر صرف کنيدو بعد ازدواج کنيد
    – مراجعه به يک روانشناس نيز ميتواند راه حل بهتري باشد

    خانم deleted سلام

    – بايد با کسي ازدواج کنيد که چنين امري برايشان پذيرفته باشد
    – ميتوانيد زمان خواستگاري چند جلسه براي آشنايي بيشتر تعيين کنيد و در فرصت مناسب بعد مختصر آشنايي که با روحيات و اخلاقيات شما آشنايي حاصل شد مطلب را بگوئيد
    – در جلسات آشنايي پوشاندن حقايق و يا خداي نکرده دروغ مشکل ساز خواهد شد. شايد بهتر باشد براي گفتن مورد خودتان هم خيلي جلسات را زياد نکنيد.
    – با توجه به امکاناتي که داريد توان و قابليت و شرايط خود را بهبود ببخشيد تا امتيازات شما احيانا کاستي ها را جبران نمايد

  28. منا says:

    دختری 18 ساله هستم مدت 8 ماه است که با پسری اشنا شدم که 20 ساله است
    فقط به هم اس ام اس و زنگ می زنیم تا به حال همدیگرو ندیدیم
    راستش من عکس پسر رو دیدم ولی از قیافش خوشم نمی اید
    ولی این پسر خیلی با عاطفه و با محبت است
    من همیشه در رویاهایم این پسرو رو تصور می کردم
    می خوام بدونم اگه ما به هم اس ام اس و زنگ می زنیم اشکال شرعی داره؟
    اگه بخوایم بعضی مواقع نه زیاد همدیگرو ببینیم اشکال شرعی داره؟
    لطفا منو راهنمایی کنید
    ممنون

  29. شیرین says:

    سلام حاج آقا دهنوی!!!!!
    حیف که نمیشه شکلک خندون گذاشت.
    این ملت به چه زبونی متوجه میشن که شما حاج آقا نیستی؟
    من این برنامه رو دیدم.
    به نظرم همه ی حرفاشون هم بد نیست.
    حرف های خوب هم خیلی دارن.
    شما اینطور فکر نمی کنید؟؟؟

  30. شیرین says:

    منظورم از حرف بد حرف غیر منطقی بود.

  31. سي و سه پل says:

    سلام منا خانم:
    – من حاج آقا نيستم فتوي شزعي نميتوانم بدهم
    – عموما اين دوستيها در صورت ادامه ثابت نمانده و پيش مي رود اول اس ام اس بعد تلفن بعد ديدار و بعد حس عاشقي و … تعيين محدوده ممکن نيست
    – در مورد دوستي نوجوانان و جوانان نظرات متفاوت است بعضي موافق و بعضي مخالف آن
    – برخي مواقع اين دوستيها طرفين را به دروغ و پنهان کاري و … واميدارد
    – بعضي مواقع يک طرف بسيار ساده و رو راست برخورد ميکند و طرف مقابل با ذهنيات نه چندان مثبت و به نيت سو استفاده
    – مهم اين است که اين رابطه را با نظر پدر و مادر و يا بزرگان فهيم خود ادامه دهيد
    – فکر نکنيد پدر و مادر شما نميفهمند آنها نيز اين دوران را داشته اند و به شکلهايي آن را گذرانده اند. مهم روش طرح مسئله است که مهم است و ياري خواستن از آنها

    سلام شيرين خانم
    من حاچ(حاج) اقا نيستم !!!!!!!!!
    من تمام برنامه ها رانديدم اما آنچه برايم غير قابل قبول بود تشويق به ازدواج جوانان بدون در نظر گرفتن شرايط ازدواج است. نگرش به ازدواج به نيت حل مشکلات جنسي بد ترين نگرش است.
    ممنون از نظر شما

  32. زهره says:

    من دختری 23 ساله هستم که سه سال پیش آقایی را در یک محیط فرهنگی دیدم ایشون به من ابراز علاقه کردند و بعد از آن من خانواده را در جریان گذاشتم پس از ان آین آقا با خانواده ی به خاطر ازدواج با من و آشنایی بیشتر رابطه برقرار کرد البته همراه باخانواده شان و به مدت سه سال است که خانواده ها و تمام دوستان و آشناییان و فامیل ها از این موضوع با خبرن ولی هنوز ایشون به طور رسمی نامزدی را اعلام نکرده است به عبارتی هنوز قران نیاورده است و هر چه علت را از ایشون می پرسم می گوید کمی صبر کن تا موقعیت اقتصادی ام بهتر شود من به یک باره تمام کارها را انجام می دم اصرار بنده باعث شده است که احساس کنم که سبک و بی ارزش شدم وواقعا از این موضوع خسته شدم اون من و مال خودش می دونه و تکلیف منو مشخص نمی کنه چون برای همه ی فامیل یه سوال شدم و زیر سوال رفتم در صورتی که خانواده ی من و خانواده ی این آقا مشتاق ازداواج ما هستند نمی دونم باید چیکار کنم چقدر صبر کنم دیگر جواب هیچ کس و نمی تونم بدم این موضوع را با این آقا در جریان گذاشتم ایشون می گوید کاملا درک می کنم ولی یه کم دیگه صبر کن من ایشون و خیلی دوست دارم و او اصرار داره که ما بیرون همدیگه رو ببینیم البته شاید ما ماهی یک بار یا دو ماهی یک بار این کار و انجام بدیم ولی واقعا از این دغدغه خسته شدم خواهش می کنم منو راهنمایی کنید من باید چیکار کنم

  33. يه بدبخت says:

    من دختري 21 ساله هستم كه با اقايي 24 ساله 4 سال است اشنا شدم از دو شهر ايران من و او توي اين مدت تمام جوانب را سنجيديم و به اين نتيجه رسيىديم كه براي هم ساخته شديم اما حالا كه با خانوادش مطرح كرده انها به اين خيال كه او به انحراف كشيىده شده به اجبار او را با دختري نامزد كردند من و او بدون هم نمي توانيم با كسي ازدواج كنيم و او حتي اقدام به خودكشي هم كرد ولي انها او را درك نميكنند بين 2 راهي زندكي و مردكي ماندم خواهش مي كنم راهنمايي ام كنيد

  34. سي و سه پل says:

    سلام زهره خانم
    من متخصص نيستم در حد يک دوست ميتوانم نظرم را بگويم.بهتر است با متخصصين و صاحب نظران و بزرگان فاميل مشورت کنيد.
    – به نظر مي رسد 3 سال براي آشنايي و شناخت کافي باشد
    – به نظر من با توجه به ارتباط خانواده ها بهتر است آنان در اين مورد اقدام کنند و علت را جويا شوند و در مورد تعيين تاريخ اقدام کنند
    – بهتر است ملاک و معيار براي موقعيت اقتصادي تعريف کنند تا هم شما بدانيد هم خودشان بدانند مثلا بايستي منزلي بخرم يا مثلا استقلال مالي داشته باشم ؛ موقعيت کاري ام تثبيت شده و حقوقم اين ميزان شود و ….
    – آيا ايشان شما را شناخته و شما را قبول دارند و شما نيز او را قبول داريد و آيا وضع کاري ايشان و وضع اقتصادي ايشان نيز واقعا اجازه ازدواج مي دهد ؟
    – اگر پاسخ به سئوالات فوق مثبت است يک احتمال ديگر وجود دارد و آن اينکه برخي از آقايان در ابتداي ازدواج دچار ترس و نگراني شديدي ميشوند . اينکه آيا توان اداره زندگي را خواهند داشت؟ آيا مشکل مالي پيدا نخواهند کرد؟ آيا حريفان او(مثلا باجناقها و يا ساير افراد فاميل ) خيلي از او فاصله دارند؟ آيا حوصله مهماني رفتن و مهماني دادن را خواهد داشت؟ آيا نيازهاي آتي همسر را خواهد توانست بر آورده کند؟ و هزاران نوع از اين سئوالات به برخي مردها حمله ور ميشود. اگر چنانچه شدت اين ترس کم باشد کمک و ياري و همدلي زن در درجه اول بسيار رهگشا خواهد بود. پائين آوردن توقعات(البته نه در آن حد که بعد يک دست لباس هم براي خود نتواني بخواهي!؟)؛ کمک به مرد ؛ بيان خواسته ها و اعلام آمادگي در زندگي و همراهي مرد و ملاحظه او و اينکه مرد تنها نخواهد بود و … ميتواند کمک کند. در حالتهاي شديد براي اين ترس ياري گرفتن از يک روانشناس کمک خواهد کرد و البته مجاب نمودن مرد به مراجعه به روانشناس نيز ظرافتهاي خاص را طلب مي کند
    – به نظر من براي حل اين مشکل از خانواده و بزرگترها کمک بخواهيد. سعي کنيد خيلي نگران نبوده و با صبر و آرامش مسئله را حل کنيد . بعضي وقتها هم به فضولي برخي فاميلها نبايستي ارجي نهاد

  35. زهره says:

    سلام خدمت شما
    از اینکه منو و راهنمایی می کنید کمال تشکرو دارم . آقا یا خانم سی و سه پل من با این آقا در مورد این ازدواج بارها صحبت کردم اوایل آشنایی مون ایشون شرایط ازدواجو نداشتن ولی الان به حمد الله توانستند کار مناسبی پیدا کنند و در حال حاضر به قول شما فکر کنم یه کم مشکل ترسو دارن شرایط تهیه منزل و ماشین رو ندارند ولی شرایط نامزد کردن رسمی طبق اصول و سنت و همچنین یک جشن عقد خصوصی رو دارند بارها این موضوع رو به ایشون متذکر شدم و همراهیشون کردم که مراسم ساده برگزار شود ولی هنوز که هنوزه قانع نشده درسته شرایط برای ازدواج تشکیل زندگی مشترک به طور مستقل هنوز برای ایشون ممکن نیست ( البته بنده 23سال و ایشون 27 سال دارند ) ولی باید بدونید که شرایط برای من سخت شده می دونید این زمان باعث اختلاف بین من و ایشون بر سر علاقه شده گاهی اوقات به من می گویند شما دیگه منو دوست ندارید یا من به ایشون می گم به عبارتی با هم یه بحث هایی می کنیم ولی من شدیدا ایشونو دوست دارم البته اونم منو دوست داره فقط گاهی اوقات بر اثر این دوری ها و فاصله ها به هم این حرف ها رو می زنیم . من دختر اول خانواده هستم و ایشون هم پسر اول خانواده هستند و برادرای کوچکتر از خودشون ازدواج کردن و به طور مستقل دارای زندگی مشترک هستند ایشون با ازدواج کردن دو برادر و دو خواهر خودشون سطح توقعشون بالا رفته ولی من باید این وسط چکار کنم پدرم کلا نظرشون داره کم کم عوض میشه به عبارتی فکر می کنن ما سر کار این آقا هستیم . در ضمن شما جواب این سوال منو ندادید این که این آقا می خواد منو بیرون از منزل ببینه قبلا ما با هم در طول این سه سال شاید ده یا یازده بار همدیگه رو بیرون از منزل دیدیم در صورتی که پدرم از این موضوع خبر نداشتند ولی من مادرم و داداشمو در جریان می زاشتم و ازشون اجازه می گرفتم ولی باور کنید الان که این تقاضا رو از من داره زهره جان دلم خیلی تنگ شده خواهش می کنم بیا ببینمت واقعا برام زجر آوره که خواسته شو رد کنم و از طرفی برای خودم هم که پدرم در جریان نیستند خیلی ناراحتم و واقعا دچار مشکل شدم و نمی دونم چیکار باید بکنم . مادرم تا حالا سه بار به طور جدی این مشکل و با علی آقا ( به عبارتی نامزد بنده ) در میون گذاشتن و ایشون هر بار شرمنده شدن و قول دادن که شما اصلا نگران نباشید به بنده فرصت بدید حتما من تکلیف خودم و زهره رو مشخص می کنم به خدا غصه نخورید و به من هم گفته زهره جان باور کن من خائن نیستم باور کن به من اعتماد کن من حتما میام قول می دم فقط یه کم دیگه صبر کن البته صبر کردن فقط به خاطر بهتر شدن شرایط اقتصادیشه و البته یه شغل دومی که ایشون سه ساله درگیرشن و الان بازم هنوز معلوم نیست که ایادر این کار موفق بشن ولی دیگه من خسته شدم باورم کنید شما منو بیشتر راهنمایی کنید افراد فامیل نمی تونن مشکل مارو حل کنن چون هنوز خواستگاری به صورت رسمی انجام نشده . و اونا یه فکر دیگه ای می کنن شرایط روحی من خیلی به هم ریخته به طوری که یک ترم عقب افتادم و افت تحصیلی پیدا کردم نمی خوام بگم هولم ولی خسته شدم می ترسم که اتفاق بدی بیافته خیلی می ترسم ( من در شهر دیگه ای درس می خونم و ملاقاتهای ما هم در طول این سه سال که گفتم ده یا یازده بار باشد در دانشگاه من بوده البته خانواده ام به استثنای پدرم با خبر بوده و اجازه ی ملاقاتو ازشون می گرفتم ولی الان ایشون دوباره می خواد منو ببینه و در دانشگاه اینکه با هم بریم به اون شهر بعد برگردیم به شهر خودمون که مسیر این دو شهر یک ساعت فاصله است و من همیشه مشکل دارم ) دلیل این دیدن ها اینه که ما وقتی دو تایی با هم هستیم خیلی راحت با همدیگه صحبت می کنیم بدون هیچ اضطراب و تشویشی و هم چنین باعث آرامش روحی هر دومون میشه وقتی ایشون به منزل ما بیان ما اون طور باید و شاید نمی تونیم با هم صحبت کنیم و به عبارتی رسمی صحبت می کنیم و … حالا شما منو راهنمایی کنید . خیلی از شما ممنونم در ضمن من همون زهره ای هستم که چند ساعت پیش برای شما پیام فرستاد
    با تشکر

  36. سي و سه پل says:

    خانم بخت سلام
    من متخصص نيستم در حد يک دوست ميتوانم نظرم را بگويم.بهتر است با متخصصين و صاحب نظران و بزرگان فاميل مشورت کنيد.

    واقعيت اين است که نميدانم چه بگويم . چهار سال رابطه ؛ اولين عشق ؛عشق نوجواني و يکباره جدايي شرايط سختي است.
    اينکه چرا 4 سال خانواده خبر دار نميشن خودش جاي سئوال دارد
    من ميزان رابطه شما را نميدانم ساده ترين و بهترين راه اگر بتوانيد اين است که تصور کنيد اين يک دوستي ساده بوده و مثل جدايي از دوستان دوران دبيرستان فراموش کنيد. شايد سخت باشد ولي بهترين گزينه است. سن 21 سالگي سن خوبي براي تعيين معيارهاي ازدواج و سپس اقدام براي ازدواجي موفق هست. به اين مورد فکر کنيد. شما فرصت داريد خوب و درست اقدام کنيد
    شايد احساس شکست آنهم در عشق اول بسيار سنگين باشد اما اين را عشق تصور نکنيد يک دوست در نظر بگيريد که حالا بنا به مقتضيات ناچار به جدايي هستيد
    اينکه خانواده پسر تصميم گرفته او با کس ديگري ازدواچ کند نميتواند بي دليل باشد. شرايط ازدواج با اهل شهر ديگر و احتمالا فرهنگ متفاوت مسئله ساده اي نيست
    الان که احتمالا نامزدي او رسما اعلام شده و هنوز شما نامزديتان را اعلام نکرده ايد آيا ميخواهيد زندگي آن دختر بهم بخورد؟
    متاسفانه بيش از اين من چيزي نميتوانم بگويم.بهترين گزينه براي شما مشاوره با روانشناس خوب است آنها هزاران مورد مشابه را ديده اند و تجربه دارند
    شايد در کنار مشاوره با روانشناس رازتان را و نيازتان را به خدا بگوئيد و از او کمک و آرامش بخواهيد براي او ساده است دست شما را بگيرد از او بخواهيد جواب ميگيريد مخصوصا در اين شبهاي قدر.
    اما خودکشي پسر شايد بيشتر از اينکه علامت عشق باشد علامت ضعف و درماندگي است

  37. سي و سه پل says:

    زهره خانم مجددا سلام
    واقعيت اين است که حد اقل ايشان ميتوانند به خواستگاري بيايند بعد رسما نامزدي خود را طي مراسمي اعلام نمائيد.
    به نظر من ايشان بايد تاريخ و يا شرط تحقق عقد رسمي را اعلام کنند(البته من نظر و حرفهاي ايشان را نميدانم). در اينصورت تکليف همه مشخص است مثلا همه ميدانند که تا اتمام درس شماو …
    معمولا در اين موارد هم عقد محضري بدون هيچ تشريفاتي انجام ميگردد و مهريه و … تعيين ميشود و بعد منتظز ميمانند.
    در برخي مواقع( اگر خيلي خوش بين نباشيد) صرفا حرف و قول جواب نميدهدو مشکلاتي پيش مي آورد
    ديدار بيرون آنهم با کسي که رسما بعد از سه سال حاضر نيست خواستگاري بيايدجاي سئوال دارد. بهترين محل ملاقات همان محيط دانشگاه است و نه بيرون ؛ که ميتوانيد راجع به شرايط با هم صحبت و به توافق برسيد . آنهم در حد محدود.
    باز تاکيد مي کنم من متخصص نيستم با افراد ديگر مشورت کنيد و نظر مرا يک نظز معمولي بدانيد

  38. مینا says:

    با سلام
    دختر 27 ساله ای هستم که هفت سال پیش عقد کرده ام و پس از 6 ماه به دلیل عدم تفاهم و فاصله ی فرهنگی از همسرم جدا شدم اصلا پشیمان نیستم ولی نمی دونم چرا خواستگار خوب و مورد قبولی برام نمیاد یعنی اصلا اینجوری بگم اصلا خواستگاری ندارم خب شما می گید که بریم از طریق فامیل و دوستان برای خودمون شوهر پیدا کنیم شما بگو آدم روش میشه ؟ ( تازه آدم روشم هم بشه اصلا پیدا میشه ؟ ) واقعا جای سواله . بعد از اونم ما به خاطر دلتنگی هامون وارد چت میشیم تازه همه شون حرف آخرو اول می زنن می گی میای سکس چت ؟
    – منی که اهل این جور برنامه ها نیستم به قول با این جماعت فاسد باید چیکار کرد ؟
    – آدم شوهر هم بخواد ، مگه میشه تو این دنیای مجازی و همچنین دنیای واقعی خودمون چرا دورتر بریم میشه به کسی اعتماد کرد ؟
    – یه راه آسون برای پیدا کردن شوهر پیشنهاد کنید .
    – هیچ جوونی حاضر به ازدواج نیست .
    – حالا ما با این وضعیت که پسرها با یه مهریه ی 15000 تومانی یه صیغه ی محرمیت می خونن یه شب ازدواج می کنن بعدجدا می شن چه جوری می تونیم واقعا به زندگی مشترک سالم فکر کنیم . البته ما دخترها فکر می کنیم ولی این آقایونن که فکر نمی کنن .
    ببخشید که اینقدر رک صحبت کرد م چون این واقعیت جامعه ی امروز ماست
    لطفا راهنمایی کنید
    ممنون

  39. زهره says:

    ممنون که جوابمو دادید
    حالا یه سوال ؟
    اگه من اینقدر این موضوع رو قبلا براش متذکر شدم
    آیا واقعاً خودمو کوچیک وبی ارزش نکردم؟یا نه اصلاً مهم نیست و من به این موضوع فکر نکنم؟

  40. ناشناس says:

    من از دست اندرکاران این برنامه هستم. فقط سؤالاتتان را به شماره برنامه بفرستید: 2000039 هیچ راه دیگری هم برای ارتباط با برنامه گلبرگ وجود ندارد.

  41. سي و سه پل says:

    مينا خانم سلام
    چند مورد که به نظر من مي رسد :
    اول :
    جمعه کوه بودم گروهي که بيش از 50 نفر بودند ؛ آمده بودند کوه . در اين گروه به نظرم پدر و مادر ها و دختر ها و پسر ها نيز بودند. به نظرم جمع خانوادگي و دوستانه خوبي هم بود
    روز سه شنبه گروهي از دختران و پسران را ديدم که گلايدر(اگر اشتباه نکنم) سواري ميکردند
    گروهي را در پارک ديدم دوچرخه سواري ميکردند
    همکار خانممان عضو يک گروه دوچرخه سواري است که جمعه ها براي دوچرخه سواري مي روند. اعضاي اين گروه که پدرها و پسرها و مادرها و دخترها نيز عضو گروه هستند ميتوانند از دوستان خوبشان نيز دعوت کنند.
    برنامه 3 ماهه گروه کوه پيمايي را ديدم ؛ برنامه جالبي بود.
    اين نمونه ها را گفتم تا بدانيد برخيها همراه بزرگترها و در جمع فاميل يا آشنايان چگونه عمل ميکنند. نميگويم اين روش بي عيب و نقص است
    اما موارد ديگر بسته به روحيات هر کس از قبيل شرکت در تيمهاي ورزشي ؛ گروههاي فرهنگي ؛ جلسات آموزشي و قران و هيئتها و … نيز وجود دارد. مهم اين است در جامعه باشيد و گوشه نشين نباشيد مطالعه کنيد ورزش کنيد سعي کنيد بجاي چت و … همراه مردم باشيد و البته مردم مثبت و خوب
    دوم : اينکه اعلام آمادگي چگونه باشد بستگي به خلقيات و شرايط هر کسي دارد. يکي از همکاران خانممان چند سال پيش ؛ در يک جلسه محدود آقايان مطلبي گفت که نشان از ميل ازدواج ايشان بود. من شخصا چنين روشي را نميتوانم انجام دهم . لازم نيست رک و بي پرده مطلب را گفت ؛ ميتوانيد از کس ديگري نيز کمک بگيريد

    **——–
    زهره خانم سلام
    اين مورد که پرسيده ايد کاملا بستگي به طرز فکر و نگرش طرف مقابل دارد. ممکن است اگر به فردي سلام دهيد او بگويد منت کشي مي کند در حاليکه دست ديگري را نيز ببوسيد او چنين حسي نداشته باشد

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: