خود کفايي – روابط با کشورها -جهاني شدن

( متن اين نوشته به فرمت Pdf  و حجم 125  kb  در اينجا قرار دارد)

تصوري که سعي شده در ذهن ما از خودکفايي ايجاد شود ؛ تصوير زيبا و مدينه فاضله اي است که تمام تلاش خود و مملکت را ممکن است بخواهيم در آن جهت و در جهت حصول به اين امر بکار گيريم  .

آيا واقعا رسيدن به خود کفايي در تمام زمينه ها لازم  است؟‌آيا اصولا چنين امکاني وجود دارد ؟ چگونه است که برخي کشورهاي اروپايي با وجود داشتن پتانسيل لازم برخي توليدات را کنار گذاشته و وارد کننده آن شده اند؟ بعنوان مثال کشور ايتاليا (وشايد اکثر کشورهاي اروپايي) چندين سال است که توليد فولاد معمولي را کنار گذاشته و آن را در برخي موارد وارد مي کند . اين کشور صرفا در زمينه توليد فولادهاي آلياژي که ارزش افزوده بالايي دارد فعاليت مي کند . واحد هاي نسبتا کوچکي که به توليد اين نوع فولاد مشغولند (به نقل از يکي از مديران توليد ايتاليايي)

در کشور ما تلاش و سعي ما اين است که  همه چيز را خودمان توليد کنيم از گندم و جو گرفته تا اتومبيل و تانک و مسلسل و موشک و سد و انرژي هسته اي و دانش پزشکي و… اصولا آيا واقعا امکان دارد در همه اين زمينه ها کار کرد ؟ آيا مملکت ما پتانسيل و دانش و امکان کار در تمام ياين زمينه ها را مي دهد؟ اولويتها کدام است ؟  واقعا خودکفايي امروزه در جهان چگونه است؟ آنان چه مي کنند؟ چرا جشن خود کفايي نميگيرند؟ و چرا براي ما اين امر اينقدر مهم شده است؟ هزاران سئوال در اين مورد وجود دارد.

دنيا و اروپا چگونه عمل کرده است؟ اگر بعنوان مسافر وارد يک کشور اروپايي بشويد اصلا مرز و محدوده اي بين دو کشور(و البته برخي کشورها) نميتوانيد ببينيد. شايد بيشتر مشابه شهر هاي يک کشور کنار هم است تا کشورهاي ديگر . مرزي وجود ندارد همه چيز يکي شده است . شما در يک کشور ديگر از آن مجموعه کشورها خارجي حساب نميشويد و اين يعني استفاده از مزيتهاي همديگر و تقويت همديگر.

چگونه است که اينان به اين مرحله رسيده اند ؟ انگيزه شان چه بوده است ؟ شايد بتوان نگاهي به  اين اتحاد و پيوستگي داشت . ميتوان با دو ديد به اين مسئله نگاه کرد :

نگاه اول نگرش بدبينانه :

 گرگها  در سرماي شديد  دور هم حلقه مي زنند و همگي آنها سعي ميکنند در يک حلقه و چسبيده بهم و روبروي هم قرار گيرند . کسي در اين حلقه پشت به ديگري نمي کند تا خداي ناکرده از غفلت او استفاده نکرده و به او حمله نکنند . با نگرش بدبينانه اگر کشورها را مشابه گرگها ببينيم ؛ ميتوان ديد که  کشورهاي جهان هم کنار هم ايستاده اند تا لا اقل از همزيستي هم استفاده کنند. اگر شکار مي روند دسته جمعي مي روند تا قدرتشان با هم جمع شود اگر هيچ کاري براي هم (والبته نه بخاطر همديگر) نتوانند بکنند لا اقل سعي مي کنند همديگر را گرم کنند و اينگونه راز بقا و پيشرفت را يافته اند.

نگاه دوم نگرش معمول :

 يک تعدادي کشور که ميدانند ميتوانند با هم زندگي کنند و با هم معاشرت داشته باشند ؛ به آن درجه از فرهنگ رسيده اند که با هم تعامل داشته باشند و با هم همکاري کنند ؛ گرد هم آمده اند و در کنار هم و با هم دارند پيش مي روند. خط مرزها و حد و حدود و توان هر يک مشخص است سعي کرده اند مقابل کشورهاي بزرگ مثل آمريکا با هم متحد باشند و البته با آمريکا نيز دشمني نميکنند چون سودي از اين دشمني نميبرند و اينگونه و در سايه اين اتحاد توانسته اند پيش بروند و همديگر را تقويت کنند.

در هر حال و با هر نگرش وضعيت اينگونه است :

  • – مسافرت به کشورهاي همديگر مشابه مسافرت به شهري ديگر در داخل يک کشور است . راحت ميتوانيد سوار انواع وسيله نقليه شده و بدون معطلي و گمرک و مدرک و شناسايي و … از کشوري به کشور ديگر برويد
  • – واحد پولشان يکي است بنا بر اين نياز به تغيير پول نداريد
  • – امکانات و سيستمهايشان مشابه هم است شما اگر در يک کشور امکاني را مي بينيد همان امکان را در کشور ديگر هم مي بينيد
  • – نياز به هيچ نوع مدارک خاصي نداريد همين کارت ملي خودتان کافي است
  • – راهنمايي ها و امکانات اطلاعاتي فراوان است و در دسترس و زبانها تقريبا نزديک هم
  • – و…

 

با  اين حساب شما ميتوانيد مثلا تجهيزي داشته باشيد که سرويسکار آن در يک کشور ديگر باشد و شما نگران اين نباشيد که نکند زمان بروز مشکل من معطل شوم .

 با يک تلفن مشابه ما که در ايران پيتزا سفارش مي دهيم مي توانند سفارش کالا از يک کشور ديگر بدهند .

سعي کرده اند با گرد هم آمدن و استفاده از امکانات هم بتوانند به آنجايي که ميخواهند برسند . يکي ممکن است نيروي کار ارزان داشته باشد آن ديگري منابع ؛‌آن ديگري تخصص و … با تبادل با يکديگر کارآيي را بالا مي برند

شرکت اوراکل شعاري دارد که در آن عنوان شده

  • l Think Globally to make The right Decision
  • l Work Globally to be more productive

ديگر کشور مطرح نيست اگر جنسي توليد مي شود براي همه جاست و اگر کار ميکنند هم سعي ميکنند خود را محدود به منابع داخلي نکنند.

با اين حساب آيا نياز به خودکفايي دارند؟ آيا سعي ميکنند همه چيز را داخل کشور خودشان توليد کنند؟  زمانيکه ميدانند هر آنچه را از ديگري نياز داشته باشند در دسترس است و هيچ مانع و محدوده و بازرسي و روالهاي اداري مانع کار نيست چه مشکلي دارند و سرمايه گذار چرا بايد نيروي خود و سرمايه اش را محدود به داخل نمايد.

هر يک نقاط قوت و توانايي ها و برتريهاي خود را شناسايي کرده و به تقويت آن مي پردازد آن را پرورش ميدهدو سعي نميکند يک ديوار آهنين دور خود بکشد و همه چيز را خود داشته باشدبلکه سعي ميکند تواناييهايش را داشته باشد و در جهت حفظ اين برتري و رشد آن کوشا باشد.

يک محيط و روابط دوستانه و مسالمت آميز براي هم درست کرده اند و در سايه همين محيط خوب با امنيت و آرامش و آسايش خيال و آسودگي به پيشرفت و سازندگي ادامه ميدهند. هر روز صبح بجاي لعن و نفرين و هتک حرمت و تهمت به همديگر کلاه از سر برداشته به همديگر سلام ميکنند(ولو ظاهري)

اصولا دانش امروز امکان داشتن همه چيز را نميدهد و براي يک کشور امکان ندارد و به صرفه نيست در تمام زمينه ها خودکفا باشد

هيچگاه سعي نميکنند کشور همديگر را لعن و نفرين کنند و بهمديگر خط و نشان بکشند واقعيت را مي دانند و با هم مسالمت آميز و در صلح و صفا زندگي ميکنند

 

اما در مملکت ما :

اول از همه بر تمام کشورها مرگ مي فرستيم . برخيها را علني و شعاري و برخي ديگر را دروني و عملي . البته هستند کشورهايي که به آنها مرگ نميگوئيم اينها هم اصلا کشور نيستند بيشتر قبيله اند و طايفه و با اقتصاد ضعيف و فرهنگ پائين.

چرا انتظار داريم ما به يک کشور مرگ بفرستيم و بعد فلان خبر گزاري وابسته به آن از ما حمايت کند . دشمن دانستن همه کشورهاي جهان و آرزوي مرگ آنان يکي از کارهاي ماست. ما به هيچ کشوري درود نمي فرستيم (البته کشوري که سرش به تنش بيارزد)

با طلوع صبح اول از همه و گاهي وقتها پيش از بسم ا… گفتن چند تا لعن و نفرين نثار اين و آن مي کنيم و با خاطري مشوش و جنجالي و نا آرام و نگران و در انتظار تلافي دشمن روز را شروع مي کنيم . بديهي است هر کشوري منافع خودش را اولويت مي دهد اين نه جهان خوارگي است نه سلطه طلبي تنها و تنها ميل به پيشرفت است .

اين نگرش يعني دشمن دانستن همه ما را ناچار مي کند که بيانديشيم که بايد همه چيز را خودمان توليد کنيم و اين همان پايه و اساس خودکفايي در همه زمينه ها را بر مي انگيزد. اينکه هر کشوري سعي کند به بي نيازي مطلق برسد شايد وضعيت ايده آلي باشد . اما اين طرز فکر بر اين اساس استوار است که خود آن کشور داراي جميع علوم و تو آوري است و ساير کشور ها نو آوري نداشته و نخواهند توانست به پاي اين کشور برسند . اين طرز فکر اشتباهي است زيرا که  امروزه تکنولوژي و علم چنان گسترده شده که امکان ندارد يک کشور بتواند در تمام زمينه ها خود کفا شده و درها را به روي خود ببندد.

امروزه  بجاي خودکفايي هر کشوري سعي مي کند نقاط قوت را شناسايي کرده و در آن زمينه ها سعي ميشود برتري حاصل شده و سپس براي جبران نقاط ضعف به ارتباط و تعامل و استفاده از امکانات ديگر کشورها متکي شوند. و اين ميسر نميشود مگر اينکه در ذهنمان بيايد که همه کشورها خونخوار و جاني و متجاوز نيستند.

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: