در انتظار پاداش – کالاي خود را بفروش

Bonus

نسخه اي براي اين آقا :

  • o فروشنده خوبي باش
  • o ايجاد تشنگي کن
  • o بيخودي به زمين و زمان و همکارات گير نده

 

اول : فروشنده خوبي باش :

اگر اين آقا آدم قابلي بوده ؛ اهل كارو تخصص بوده و كاربلد ولي هنوز به پاداش دست نيافته تنها يك علت ميتواند داشته ياشد و آن اينكه :»اين آقا فروشنده خوبي نيست»

اما چگونه ؟ يك كارمند يا كارگر براي ساعاتي كه در محل كار سپري ميكند مبلغي تحت عنوان حقوق دريافت مي كند. لذا ميتوان گفت هر كارمند يا كارگر خود را فروخته است. خود اين فروش در حالت کلي پاداشي ندارد ؛  پاداش جاي ديگري است

در ايران عموما اگر اين فرد سر ساعت بيايد و سر ساعت از محل كار خارج شود حقوقش را دريافت خواهد كرد مهم نيست كاركرده يانه. مهم نيست بودن او اثري داشته يا نه. مهم نيست خدمتي كرده يا نه . لذا او فقط ساعات عمر خود را فروخته است.

در يك جامعه سالم  اگر چنين فردي از خود خلاقيت نشان دهد و خوب و با علاقه كاركند پاداش گرفته و به تدريج پيشرفت كرده و مدارج عالي را طي مي كند. روشهاي ارزيابي خوبي نيز دارند. از روشهاي علمي خوبي نيز استفاده ميكنند و عمل ارزيابي و سنجش را انجام مي دهند ارزياب خود آدم فني و كاربلدي است و كاررا مي شناسد و ارزشيابي هايش نيز عموما تخصصي و بي عيب و ايراد است. تنها نگراني يك نفر انجام كار او انجام وظيفه خودش است و در برخي موارد حريفان و رقيباني كه دارد .

بايد براي پيش رفت از حريفان و رقيبان  پيشي گيرد.چگونگي پيشرفت و پارامترهايي كه فرد بايد آنها را رعايت كند مشخص است و به او اعلام شده است  و او سعي مي كند به آن معيارها دست يابد.

اين در يك جامعه ايده آل است. در جوامع نادرست (كه حتي در بين اروپاييها نيز وجود دارد) چنين نيست فرد با ابزار ديگري پيشرفت مي كند يكي از آنها رابطه است ؛ يكي از آنها ظاهر و يا برخورد و ارتباط با ديگران است خوش برخورد بودن ؛ بگو بخند بودن و مواردي از اين قبيل.

در تمام اين موارد (بجز مورد رابطه داشتن با يك ازمابهتران)  به نوعي يك رابطه خريدار و فرو شنده مطرح است . يعني فرد موردي را عرضه كرده و بابت آن چيزي دريافت ميكنند. مثلا كسي خوش زبان است ممكن است با برقراري ارتباط با رئيس و بگو بخند در واقع زمانهاي خوشي را ايجاد كرده و آن را به رئيسش مي فروشد. يا ممكن است كسي خوش پوش باشد او نظم و اراستگي اش را براي كسي كه خريدار است مي فروشد

اگر درست توجه كنيم در تمام موارد يك رابطه خريدار و فروشنده است كه حاكم است. رئيس يا مسئول قسمت خريدار و كارمند فروشنده است. همانند رابطه فروشنده و خريدار ممكن است خريدار با اصرار و پر روئي چيزي را بفروشد كه واقعا خريداري نداشته ولي او خريدار را مجبور به خريد مي كند و يا در برخي موارد هم ممكن است  خريدار اعلام نياز كرده باشد. يعني سازمان مواردي را به كارمند ميگويد و او را وادار به ارائه آن مي كند. برخي روساي بيسواد افرادي را كه حرفهاي گنده گنده مي زنند دوست دارند حرفهايي كه خود او هم نفهميده ولي شيك و با كلاس است. اينجا سازمان به خريدار مي گويد كه چه مي خواهد

 برخي مواقع براي برخي سازمانها وجود افراد خوش سر زبان لازم است و بعنوان  سر در سازمان از آنان در مقابل مشتريان سازمان استفاده ميشود(اخيرا باب شده در برخي موارد از خانمهاي با كلاس و رنگ و آب نيز استفاده ميكنند. در واقع يك چرخش 180 درجه به نسبت اول انقلاب كه استفاده ابزاري از زن را نا درست ميدانستند)

در تمام اين موارد كارمند چيزي دارد كه ارائه مي كند و بابت آن  پاداش نيز مي گيرد

لذا داشتن محصول و کالايي براي فروش ؛ يك بخش از كار است اگر كارمندي بسيار متخصص و اهل كار و اهل فعاليت و منظم و دلسوز است تا اينجا او فقط  كالايي دارد . عامل موفقيت اين است كه اين كالا را بتواند بفروشد .اگر نتواند بفروشد و مثلا  صرفا  براي خود دانش  ايجاد ؛ كند توان خود را بالا ببرد و بيشتر كار كند و … تنها در اين صورت فقط توقع خود را بالا مي برد . انتظاراتش بالا مي رود و در انتظار پاداش خواهد بود. بايد كالاي خود را بتواند بفروشد. بايد بتواند به قيمت خوب بفروشد .

بنابر اين كارمند موفق فروشنده خوبي بايد باشد. برخي مواقع افرادي پيدا مي شوند كه هيچ  را به قيمت بالاي مي فروشند و برخي مواقع كسي ممكن است گوهري را به هيچ بفروشد

 

 

دوم: ايجاد تشنگي

ممکن است  شما کالايي داشته باشيد اما کسي آن را نمي شناسد يا علاقه اي به آن ندارد يا اهميت آن را نميدانند . در اين صورت وظيفه شما مشکل تر است يعني علاوه بر فروشندگي بايستي کالاي خود را معرفي نيز بکنيد و علاوه بر معرفي بايد در خريداران احتمالي ايجاد علاقه و اشتياق و تشنگي نيز بکنيد. اگر به يک نفر که گرسنه نيست غذايي بدهيد او چندان احساس لذت نميکند اما همين فرد اگر گرسنه باشد با غذايي بمراتب بدتر از يک غذاي معمول نيز احساس لذت خواهد کرد. لذا زمانيکه بتوان احساس تشمگي را ايجاد کرد ؛ فرد متقاضي شده و خواهد خريد .

 مهمتر از فروشندگي و مقدم بر آن  اين است که بايد تشنگي نيز در برخي مواقع ايجاد کنيد

 

سوم : بيخودي به زمين و زمان و همکارات فحش نده

اکثر مديران (مخصوصا در ايران)  اصلا نگاه نميکنند و اصلا نمي بينند  و اگر هم ببينند چيزي نميفهمند و اگر بفهمند هم قيمت گذاري و ارزش گذاري بلد نيستند . اين مشکل عام است و همه جا هم چنين است . اما با همين مديران (…) برخيها خوب پاداش مي گيرند و پيش مي روند بيخودي به زمين و زمان گير مده

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: