دزدي اتومبيل شيخ – اين يک داستان نيست

  نقل مي کنند که دزدي اتومبيل يک شيخ را مي دزدد . بعد از چند روز شخصي که لباس نظامي برتن داشته در خانه شيخ مالباخته مي رود و ميگويد: يا شيخ اتومبيل تو را در کردستان پيدا کرده اند من چون از اينجا رد مي شدم گفتم به شما اطلاع بدهم فردا صبح جهت تحويل خودرو به کلانتري برويد . در ضمن اگر مي خواهي تحويل گرفتن ماشين ات بدون معطلي انجام شود ميتواني سند و مدارک اتومبيل را تحويل من بدهي تا بقيه مراحل قانوني اش را انجام بدهم.

شيخ سند و مدارک ماشين را تحويل مي دهد

مرد رو به شيخ کرده مي گويد اگر دوست داشتيد مبلغي بعنوان شيريني به بچه هاي نيروي انتظامي بدهيد.

شيخ نيز ميلغي به او مي دهد و مردپول را گرفته همراه مدارک اتومبيل راهي مي شود

فردا شيخ به کلانتري مراجعه کرده خواهان تحويل اتومبيلش مي شود . مامور کلانتري با تعجب مي گويد : شيخ چه ميگويي ؟ کدام اتومبيل؟ چه کسي گفته پيدا شده؟ سر کارت گذاشته اند

شيخ هم اتومبيل از دست داده بود و هم مدارک خودرو و مبلغي پول نيز نقدا به دزد پرداخته بود

Advertisements

One Response to دزدي اتومبيل شيخ – اين يک داستان نيست

  1. شبستان says:

    دمه دزده گرم! بابا چه عقلی داشته!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: