لذت وکيف – کارو تلاش

 بعضي وقتها يک فکر آزارت ميدهد . اين نوشته هم از آن فکرهاست . نميدانم درست هست يا نه ؟

 فرض کنيم فردي غذا براي خوردن ندارد اگر او کار کند و درآمد کسب کند مطمئنا از پولي که بدست مي آورد يک راحتي و آسايش عظيمي (رفع گرسنگي ) بدست مي آورد . مراحل بعدي هزينه هاي حاصل از در آمد او چنين خواهد بود :

  • – خريد پوشاک و لباس
  • – ساخت سرپناه و يا بقولي مسکن
  • – ازدواج
  • – داشتن فرزند
  • – مسافرت و گردش
  • – داشتن وسايل رفاهي و تفريحي و سرگرمي
  • – داشتن وسايل و لباسهاي شيک
  • – شرکت در مهمانيها و مراسم و مجالس تفريحي
  • – پس انداز براي آتيه
  • – ….

به اقلام بالا اگر نگاه کنيم به تدريج از اندازه رفاه و لذت حاصل از اين رفاه کاسته ميشود . يعني اگر پول صرف رفع گرسنگي و يا حتي به عبارتي رفع درد گرسنگي شود شور و خوشحالي حاصل بسيار بيشتر از شعف و خوشحالي داشتن لباس شيک است

اگر موارد را ادامه دهيم ممکن است به مواردي مانند :

  • – داشتن ابزار رفاهي و سرگرمي براي تک تک اعضاي خانواده
  • – ماشين شخصي براي هريک
  • – تغيير منزل مسکوني وخريد منزل بزرگتر و ويلايي
  • – مسافرتهاي خارج و پرهزينه
  • – هزينه براي زيبايي
  • – …

خوب اگر ميزان لذت از اين داراييها و در آمدها را روي منحني رسم کنيم به نظر من

 يک سير نزولي خواهد داشت . مثلا لذت زيبايي حاصل  از عمل جراحي  پلاستيک بسيار کمتر از داشتن يک منزل بزرگتر و راحت تر است (البته در اين که ترتيب و اولويت موارد براي انسانها متفاوت خواهد بود شکي نيست).

آنچه مسلم است تعدادي از اين موارد مهم و اولويت اول و تعدادي در اولويت بعدي است و ميتوان آنها را بدست نياورد و زياد سخت نگذراند (البته  صحبت من براي يک شرايط عادي است و الا مثلا کسي که يک دماغ يک تني بر چهره داشته بديهي است که جراحي زيبايي براي او يعني رهايي از دست يک تن گوشت مزاحم . که طبيعتا داراي اولويت بالايي خواهد بود)

مقابل اندازه لذت ، اندازه زحمتي که براي بدست آوردن اين داراييها را فرد متحمل ميشود مي آورم.

به نظر من ميزان زحمت و تلاش (در يک فرد نرمال) براي بدست آوردن نان براي رفع گرسنگي  و ميزان  و اندازه زحمت  و تلاش براي داشتن خانه اي بزرگتر و ويلايي بسيار کمتر است .

اگر منحني ميزان زحمت و تلاش را براي موارد فوق رسم کنيم جهت صعودي و رو به بالا و درست عکس جهت لذت حاصل از دارايي را خواهد داشت .

آيا ميتوان تصور کرد که در يک مقطعي ما بيش از حد و فوق العاده تلاش مي کنيم و بسيار ناچيز لذت و راحتي و خوشي بدست مي  آوريم ؟

پس چه بايد کرد؟ آيا بايد در يک مقطعي تلاش کمتري کرد؟ به نظر من خير. بايستي تلاش را بيشتر کرد و در ضمن بايستي اهداف را بزرگتر کرد و بايستي لذت را در چيز ديگري جستجو کرد

نميدانم آيا مواردي مانند موارد زير درست هست يانه ؟ يعني آيا با انجام موارد زير منحني لذت بصورت صعودي خواهد شد يا نه :

  • – کمک به نيازمندان و افراد بي بضاعت و برخورداري از لذت اطعام و اکرام فقرا و نيازمندان
  • – تلاش و صرف هزينه جهت آگاهي و باسواد شدن مردم
  • – تلاش در جهت ايجاد بيمارستان ؛ آموزشگاه و کارهاي عام المنفعه
  • – تلاش در جهت سعادت بشريت مانند کارهاي تحقيقي و اختراعات و …
  • – …

work-use graphwork-use graphگراف

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: