|
علامت |
اگر چنين باشد خوب است |
اگر اينگونه باشد احتياط کنيد |
|
انسانها |
نيروهاي سازمان را خيلي دوست داريد؛ ميتوانيد با آنان رابطه برقرار کنيد؛ و از مصاحبت با ايشان لذت مي بريد آنان نيز همين تصور را در مورد شما دارند |
تصور کنيد که نياز به کوشش ويژه داريد تا با افراد سازمان ارتباط گرفته شود. عاقبت به خود ميگوئيد”لازم نيست با آنان دوست شوم با ايشان کارخواهم کرد” |
|
فرصتها |
شغل به شما فرصت رشد خواهد داد. احساس ميکنيد چيزهايي خواهيد آموخت که حتي نميدانستيد برايتان ضروري است |
به عنوان کارشناس خبره استخدام شده ايد. احتمالا از ابتدا خود را هوشمندتر از ديگران احساس مي کنيد |
|
گزينه ها |
شغل چيزهايي به شما ارزاني ميدارد که هنگام جدايي از سازمان نيز با شما خواهند ماند. خود کسب و کار و صنعتش هماينده دارد |
صنعت به مرحله بلوغ رسيده و وضع اقتصادي خرابي دارد. شرکت هم به دلايل فراوان ؛ نميتواند چيزي به تجاربتان بيفزايد |
|
مالکيت |
کار متعلق به خودتان است ؛ يا براي کسي کار ميکنيد که خوب مي شناسيد. در هر حال احساس آرامش داريد |
کارتان براي کساني است که نمي شناسيدو بازخورد مثبتي از ايشان نداردي- مانند معلم کلاس پنجم که هميشه مي گفت :”شما آخر به هيچ جا نمي رسيد” |
|
محتواي شغل |
اجزاي شغل برايتان “انگيزه آفرين” است حتي از نظر رواني آن را دوست داريد و معنا دار مي باشد |
فقط يک شغل است تا پيش آمدن فرصت بعدي يا پولش برايتان مهم است |
قبلا در اين پست هم بخشهايي از کتاب خوب “شکار کار در قرن 21″ نوشته کارول آهاکر را آورده بودم


1 response تا اینجا
مهرنوش // 30/03/2009 روی 10:37 ب.ظ |
سلام . مهرنوشم از سایت احساسات دات کام . سایت ما جاییه که می تونین صداتون رو به گوش عشقتون برسونین . حتی اگه گمش کرده باشین . ابزار رایگان وبلاگ در رابطه با عشق و احساسات هم براتون آماده کردیم . پیروز و پابنده باشید