- اقايون اخوندها و مداحها که روزهاي پرکاري داشتند مثل فروش شب عيد کسبه ؛ بفهمي نفهمي يه مقدار نرخ رو برده بودند بالا و عشوه و ناز رو پر رنگ تر کرده بودند. ارزو شون اين بود که هميشه عاشورا باشه
- تلويزيون روزهاي راحت و بدون استرسي داشت.فقط دوربين رو ميبردن جاهاي مختلف و تصوير برداري. يا افرادي را بعنوان سخنران انتخاب نموده بودن و با اطمينان و بدون نگراني از حرفهاي معني دار برنامه ها ضبط و پخش شد
- تلويزون علاقمند به اين روزهاست چند روز قبل شروع ميکنه و چند روز بعد هم عزاداريها رو پخش ميکنه
- دولت هم روزهاي خوبي داشت همه مردم فکرشان از سياست و اداره مملکت فارغ بود و ديگه کسي براي احمدي نژاد اس ام اس نساخت
- روزنامه نويس ها کارشان راحت بود . چند تا عکس سينه زني و صفحاتي سياه . همين و بس . تازه تصاوير غزه هم که کارشان را ساده تر کرده بود
- بعضي ها هم با يک عدس پلو نذري که پخش کردند؛ کنتور گناهشان را صفر کردند و اماده تا تازه نفس تر نفس ملت را دوباره بگيرن
- نذر خوراي حرفه اي هم طبق ليست سالهاي قبل تونستن بهترينها را انتخاب کنن
- ظروف يکبار مصرفيها تنها گروهي بودن که مجاز بودند روز عاشورا باز باشن و مغازه شان تعطيل نشود
- ارمني ها روز عاشورا تنها کسبه اي بودند که کار مردم رو راه ميداختند و دعا نصيبشان ميشد
- کارمندها هم از اين 4 روز تعطيلي استفاده کردن و بقولي مادر بچه ها هم نتونست انها را به مسافرت سياحتي تفريحي ببره.انهم مسافرتي با چادر و رختخواب و گاز پيک نيک
- بعضيها هم انصافا صفايي پيدا کرده بودن وعشق تازه اي پيدا کرده بودن و حال ميکردن. براشون اين 4 روز مثل برق گذشت
- دانشجو و دانش آموز هم چند روزي حال کردن و از دست اين امتحانهاي مزخرف و درسهاي بي معني راحت بودن. از اين ستون به اون ستون فرجي است
- پلاکارد نويسها هم کمتر از اخوندها بهره نبردن سرشون حسابي شلوغ بود
- رفتگرها هم نوع آشغالهايي که جمع ميکردن عوض شده بود. دور ريز غذاها و نذريها وظروف يکبار مصرف
- شهر هم نفسي کشيد و الودگي کمتر بود
- …