(برنامه 30: 20 تلويزيون )چقدر اين وزير(يا مسئول) مردمي بود و دلسوز . بنده خدا حتي زمان کلنگ زني و کلنگ بدست داشت براي مردم گلو پاره ميکرد و چانه ميزد. نهايتا پيمانکار را مجبور کرد دست بدهد و قول دهد که زمان کوتاه تري پروژه را باتمام برساند
روش معمول براي انجام پروژه ها :
ساير ممالک :
- تعيين مشخصات پروژه و تعيين زمان لازم براي اجراي آن
- اعلام مناقصه
- بررسي پيشنهادات پيمانکارها و انتخاب برنده
- عقد قرار داد طبق مشخصات پروژه و پيشنهاد پيمانکار
- کلنگ زني (بعضي مواقع) و شروع پروژه
- افتتاح پروژه در زماني معقول
روش ايراني
- انتخاب يک کلنگ خوش دست
- نصب روبان خوشرنگ و خوش فرم روي آن
- دعوت از يک وزير يا مدير کل (رئيس جمهور ارجحيت دارد) و تلويزيون و روزنامه
- دعوت از يک پيمانکار
- تقديم کلنگ به وزير يا مدير کل
- بلند کردن کلنگ توسط وزير يا مدير کل
- چانه زني با پيمانکار براي تعيين زمان پروژه در حاليکه کلنگ در دست وزير است و چانه زني جلوي دوربين تلويزيون . حد اکثر زمان پروژه برابر زمانيکه وزير سر کار است
- کلنگ زني (انهم چه کلنگ زني جانانه اي . انگار وزير سالها کلنگ ميزده و اشتباها وزير شده)
- عقد قرار داد با پيمانکار
- سي بار اعلام اتمام پروژه
- بررسي علت عدم اتمام پروژه
- شارژ چندين باره مالي پروژه (هزينه پروژه چندين برابر برآورد اوليه)
- اعلام بهره برداري و افتتاح آن هر چند سال يکبار توسط يک رئيس جمهور
- بررسي اينکه آيا پروژه لازم و مفيد هست يا نه؟ يا اصلا قيدشو بزنن
- تشکيل تيمهاي کارشناسي
- ….
- (من که حوصله ام سر رفت )



2 جواب تا اینجا
آریو // 03/09/2008 روی 8:44 ق.ظ |
دمت گرم خیلی باحال گفتی
دلزده // 03/09/2008 روی 3:10 ب.ظ |
تاسف دارد و تعجب!