روزنامه دنياي اقتصاد به يکباره و بدون هيچ توضيح قبلي و فعلي و بعدي قيمت روزنامه را 100 درصد افزايش داده است.
چگونه است که هيچ کس هيچ نميگويد . در حاليکه افزايش نرخ کرايه تاکسي در حد خيلي کم هم انجام نميشود و بحث و جدلهايي دارد.
شايد پاسخهايي چنين به ذهن بيايد:
- تورم عادي شده و اگر چيزي گران نشد بايد تعجب کرد(ولو يکباره 100 درصد افزايش قيمت)
- بيچاره دولت در مهار تورم نان و مسکن و گوجه فرنگي مانده . چکار ميتواند بکند دوباره بايد دنبال مافياي کاغذ بگردد ودر بياورد و به ملت معرفي کند. از يه طرف هم که جيش المهدي و افغانستان هم که مانده .
- نگرش جامعه (مردم و دولت ) به کتاب و مطبوعات (روزنامه مهم نيست . کتاب مهم نيست .اگر گران بود نمي خريم )
- متوسط مطالعه کتاب توسط ايرانيها 2 دقيقه در روز است
- نمايشگاه کتاب يکي از پر بيننده ترين نمايشگاهها ي جهان (يا خاور ميانه نميدانم) است (پس اگه کتاب نميخوانند چرا نمايشگاه پر بيننده ترين است (نکند کتاب را به سبزي فروش محله مي دهند. يا نمايشگاه را براي چيپس و پفک و آدمهاي رنگ و وارنگش ميخوان))
- در يکي از پستهايم دو نفر سوئدي در قطار را نوشتم . اينکه اينان در هيچ شرايطي کتاب را از خود دور نميکنند(حتي درکشوري غريب و نا آشنا و شايد جالب و جديد ؛ بعد از کلي خستگي سفر با وسايل نقليه عمومي ؛ کتابي همراه و جزو ضروري ترين وسايل همراهت داشته باشي و قبل از خواب حتما نيم ساعتي کتاب بخواني) به نظرم اينها شايد به کتاب خواندن مثل مسواک زدن ما عادت کرده اند
- کم بودن مطالعه و آثار زيانبار آن را به سادگي و در کوتاه مدت نميتوان مشاهده کرد . لذا شايد حساسيت کم باشدچون آثار آن براي خيليها ملموس نيست . (شايد اثر آن همين باشد که نماينده اي به مجلس ما ميرود که سوراخ لايه اوزون را با کاه گل ميخواهد ترميم کند)
- …


1 response تا اینجا
delzadeh // 04/05/2008 روی 7:29 ب.ظ |
به هر حال ما تفاوتهایی باید با خارجیها داشته باشیم یا نه؟
نمایندگان مجلس هم نمایندگان ما هستند