بنام هم او كه زيبايي ها را آفريد.
خلاصه و مختصر : چند صباحي از عمر را پشت سر گذاشته ام وقتي پشت سر را نگاه كردم بناگاه ياد بيتي افتادم
از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
و بي اختيار سنگيني عجيبي در دل حس كردم . بسان دونده اي كه تمام عمر را دويده ام و حال مي پرسم به كجا رسيده ام و چه كرده ام ؟ و براي نسل بعد و براي فرزندم چه كرده ام ؟ براي خودم چه كرده ام ؟
خيزيم و دمي زنيم پيش از دم صبح كاين صبح بسي دمد كه ما دم نزنيم
اميد كه دم ما سپيده دم لطيف بهاري دلهاي پاك و عاشقتان را مكدر ننمايد .بهمراه همه عاشقان پاك ، سرود عشق و دوستي و ايمان و تلاش سر ميدهم و ارزويم و اميدم لطف و ياري خدا و خلق خوب خداست


0 responses تا اینجا
There are no comments yet...Kick things off by filling out the form below.