کليک و دوران جهان

دوچرخه کارخوب ديگري در اصفهان

06/02/2010 · ۱ دیدگاه

با امانت  دادن کارت ملي ميتوان 3 ساعت از اين دوچرخه ها استفاده کرد.در چندجاي اصفهان اين امکان وجود دارد

→ ۱ دیدگاهدسته‌ها: جالبناکها
برچسب‌ها: ,

شاخه هاي خشک و مردم نادان

05/02/2010 · ۱ دیدگاه

درختان بارور خم ميشوند و مردان بزرگ متواضع ميگردند ؛ اما شاخه هاي خشک و مردم نادان مي شکنند و خم نميشوند

از کتاب ” راه ابياسا – تا سراي او – مراقبه حقيقي نوشته جي پي واسواني  ترجمه مجيد حميدا”

→ ۱ دیدگاهدسته‌ها: جالبناکها
برچسب‌ها: ,

خاطرات انقلاب – ميتوان خنديد يا شايد هم …

02/02/2010 · نوشتن دیدگاه

دوستي تعريف ميکرد و ميگفت زمان انقلاب در مسجد روستاي ما  آخوند ي بالاي منبر داشت سخنراني ميکرد  و ميگفت :

  • اي مردم اگر آقاي خميني بيايد  کنار همين شير آب سر کوچه هاي شما يک شير نفت نيز اضافه ميکنند تا شما نفت خودتان را هم رايگان همانجا برداشت کنيد. اما اي مردم کمي انصاف داشته باشيد مروت هم داشته باشيد من الان مي آمدم ديدم که شير آب دارد چکه ميکند مبادا شير نفت هم چکه کند اين نفت متعلق به همه است مواظب باشد شير نفت سرکوچه تان چکه نکند و نفت هدر نرود

در ادامه گفته بود :

  • اگر آقاي خميني بيايد پول نفتي را که ميفروشند در خانه هايتان خواهند آورد و به شما خواهند داد براي هر نفر X  تومان (مبلغ قابل توجهي گفت که ما با خودمان گفتيم با اين پول ديگر نياز نيست ما اصلا کار کنيم !) . توجه کنيد ؛ فقط يک مشکلي هست و آن اينکه ؛ آقاي خميني خيلي نفرات زيادي ندارد که پول را تقسيم کند و در خانه هايتان بياورد اگر يک موقع دير شد و ساعت 3 نصف شب در خانه تان را زدند و خواستند پول را بدهند ناراحت نشويد
  • دوستمان ميگفت : در روستاي ما يک نفر بود مردم به او ميگفتند عبدا.. خوله . سوار بر الاغي مي تابيد و مردم او را خل ميدانستند. ميگفت او با اين الاغ آمد و دوري در ميدان زد و گفت : مردم آخوندها جيبشان تا زير زانوهايشان هست به اين زوديها پر نميشود مبادا اين حرفها را باور کنيد ؛ جيب شاه کوچکتر است . مردم اگر آخوند بيايد سوار اين الاغ من بشود تا الاغ نميرد از آن پائين نمي آيد

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: جالبناکها · جامعه
برچسب‌ها: , ,

مصدق مخالف هر نوع جمهوري

01/02/2010 · نوشتن دیدگاه

مخالفت او (مصدق) با جمهوري بدين معني نبود که با قاجار موافق است.”من نه فقط با جمهوري دموکراتيک بلکه با هر رقم ديگر ان هم موافق نبودم چونکه تغيير رژيم موجب ترقي ملت نميشود و تا ملتي دانا و صاحب رجالي توانا نباشد کار مملکت به همين منوال خواهد گذشت چه بسيار ممالکي که سلطنت مشروطه دارند و از ازادي و استقلال کامل بهره مندند

برگرفته از کتاب : جامعه شناسي نخبه کشي (قائم مقام / اميرکبير/مصدق)        نوشته  علي رضاقلي

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: جامعه
برچسب‌ها: ,

سعي و خطا بعد از 30 سال – خداوند ضرغامي را بيامرزد

31/01/2010 · نوشتن دیدگاه

-          زماني برون سپاري و واگذاري کار به پيمان کار رسم شده بود . چندانکه ظريفي زير عبارت “لطفا سيفون را بکشيد ” نوشته بود “بدهيد به پيمانکار ” . لذا همه چيز را بسرعت شروع کرديم به واگذاري به پيمانکار و پرسنل رسمي را بازخريد کرده و به شرکتهاي پيمانکار بخش خصوصي منتقل نموديم

-          اخيرا پشيمان گشته ايم . برعکس آن اتفاق در حال اجراست يعني پرسنل پيمانکار را دوباره داريم در دواير دولتي استخدام ميکنيم.

-          دريغ از يک تصميم علمي حساب شده

گريه و زاري وزير آموزش و پرورش در تلويزيون :

-          ميگفت با بازنشستگي پيش از موعد به چه مصيبتي افتاده ايم . ميگفت چندهزار کلاس بدون معلم داريم . معاونتها را در مدارس حذف کرده ايم . مديران دارنذ تدريس ميکنند. و…

-          شکي نيست که پيش بيني و محاسبه چنين تصميمي ؛ از همان دانش آموزان دبيرستان هم ساخته بود اما به نظر ميرسد  علم وزير قبلي و نمايندگان مجلس ؛ به اندازه دانش آموز دبيرستان هم نيست که به چنين روزي افتاده ايم

-          با اين حساب آيا ميتوان باور کرد که تبعات حذف يارانه را که پيچيده تر است کسي برآورد کرده باشد

درود و رحمت خداوند بر ضرغامي مدير صدا و سيما

-          از روز حماسه عاشورا که تمام برنامه فقط پخش اين حماسه بود توفيقي حاصل شد که تلويزيون را خاموش ببينيم و همين باعث شد به مطالعه کتب بپردازم. خداوند اين ضرغامي را بيامرزد ؛ مشخص شد که چقدر از عمرمان را اين تلويزيون با اين برنامه هاي مزخرفش مي دزدد

 

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: جامعه
برچسب‌ها:

مختصري از وقايع انقلاب ايران – جان فوران

22/01/2010 · نوشتن دیدگاه

-          در فاصله سالهاي 1352 تا 1355 مقامهاي دولتي حداقل يک ميليارد دلار کميسيون گرفته اند

-          ايران در سال 1356 بزرگترين نيروي دريايي خليج فارس ؛ نوترين و به روز ترين نيروي هوايي خاورميانه و پنجمين نيروي نظامي جهان را دارا بود

-          براورد نيروي ساواک بين 20 تا 300 هزار در نوسان است شايد رقم 50 هزار عوامل تمام وقت و 3ميليون خبرچين پاره وقت (هر 11 ايراني يک خبرچين) به واقعيت نزديکتر باشد

-          در سال 1353 ؛ تنها 45 خانواده 85 درصد شرکتها را در کنترل داشته اند

-          سرمايه خارجي در ايران در 1356 ؛ 5.2 ميليارد دلار براورد شده که 30 درصد ژاپن ؛ 38 درصد امريکا ؛ 8 درصد از المان غربي ؛ 8 درصد سوئيس ؛ 7 درصد از بريتانيا و 6 درصد از فرانسه بوده است

-          64درصد شهرنشينان در سال 1351و1352 دچار سو تغذيه بودند. در سال 1356 ايران هنوز هم در خاور ميانه بدترين نسبت پزشک – بيمار ؛ بالاترين نرخ مرگ و مير نوزادان و اطفال و پائين ترين نسبت تخت بيمارستان به جمعيت را دارا بوده است

-          سهيم شدن  کارگران در سود سهام کارخانه ها در 1354 نيز تاثير چنداني بر زندگي کارگران نداشت و کلا يک اقدام نمادين و ظاهر سازي بود

-          در سال 1351  در امد سالانه روحانيان از صدقات و نذريها حدود 30 ميليون دلار بوده

-          درباري بودن ايت ا… بهبهاني و خاموشي گزيني ايت ا… بروجردي فرصت مهمي به شاه داد تا در 1332 تا 1337 کنترل دوباره اش را بر اوضاع مسجل سازد.روحانيت در برابر اقدامهاي غير مردمي شاه مثل قرار داد 1333کنسرسيوم نفت و ورود ايران به پيمان بغداد خاموش ماند شاه نيز در عوض از موسسه هاي تعليماتي مذهبي حمايت کرد و در برابر اقدامهاي ضدبهاييگري سال 1334 روحانيت سکوت اختيار کرد

-          در سال 1342 نفت و گاز 77 درصد همه صادرات ايران را تشکيل ميداد اين رقم در 1351 به 85 درصد و در 1357 به 98 درصد رسيده بود

-          هيچ کشور جهان سومي به اندازه ايران در نيمه1340 در خارج از مرزهاي خود به مداخله نپرداخته بود

-          ايت ا… بروجردي تا زمان وفات يعني 1339 رهبري روحانيت را بر عهده داشت او با سياست کاري نداشت و در نتيجه بطور ضمني در دهه 1330 حامي شاه به شمار ميرفتدر سال 1339 گفت :” من شب و روز براي شخص شاهنشاه دعا ميکنم و براي او احترام خاصي قائلم اما در سال 1339 گرايش او با پيشنهاد برنامه اصلاحات ارضي تغيير يافت

-          در سال 1357 همزمان با اين بحران اقتصادي ؛ سياست فضاي باز رژيم شاه نيز اغاز شدو جو سياسي جامعه به سوي ازاد تر شدن رفت 357 زنداني سياسي ازاد شد و شکنجه کاهش يافت

-          سرکوب خشن رژيم موجب کشته شدن ده تا 12هزار نفر از دي 1356 تا بهمن 1357 شد

-          اعتصاب سراسري دو هدف را پيش برد : رژيم شاه را تضعيف نمود در داخل مشروعيت ان را از بين برد و سرکوب جنبش توسط نظاميان را دشوار ساخت (نياز ارتش به سوخت و وزارتخانه ها به ارتباطات)

-          بدون اعتصاب طبقه کارگر ايت ا… خميني نميتوانست به قدرت دست يابد

-          در سال 1357 دولت سعي داشت حمايت بعضي از بخشهاي جامعه را بخرد و بقيه را مرعوب سازد(وعده انتخابات ازاد مبارزه با فساد لغو شکنجه ها افزايش مزدها و گشودن اتش به روي تظاهر کنندگان

-          در سال 1357 دولت در صدد برپايي تظاهراتي به طرفداري شاه بر امد در تبريز 50 هزار نفر در خوزستان 200 هزار نفر و چند روز بعد در تبريز 300 هزار نفر .اين تظاهر کنندگان دهقاناني بودند که با کاميون از روستاها به شهرها اورده ميشدند يا دانش اموزان و کارمندان بودند

-          حداقل 200 هزار روشنفکر در فاصله سالهاي 1358 تا 1361 کشور را ترک کردند

-          مخالفان شاه از چند فرهنگ سياسي مقاومت برخوردار بودند که اسلام بنيادگراي ايت ا.. خميني ؛ اسلام راديکال شريعتي اسلام مجاهدين خلق و ديدگاه مبارزه مسلحانه شان ؛ اسلام اصلاح طلب و ميانه رو نهضت ازادي ايران (به رهبري بازرگان و ديگران) مارکسيسم فدائيان خلق ؛ جناح مرکز و چپ سنتي غير مذهبي شامل بقاياي جبهه ملي مصدق و حزب توده بخش عمده ان را تشکيل ميدادند

 

برگرفته از کتاب مقاومت شکننده – تاريخ تحولات اجتماعي ايران(از صفويه تا سالهاي پس از انقلاب اسلامي   )

نوشته   جان فوران      ترجمه احمد تدين

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: جامعه
برچسب‌ها: , , ,

پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني

15/01/2010 · ۱ دیدگاه

پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني         

نوشته حسن نراقي

 

بخشهايي از متن کتاب (تيترها را من نوشته ام)

 

تاثير گذاري نهضت در ايران بجاي حزب

مردم  ايران معمولا  باقلب و احساساتشان وارد مسائل اجتماعي ميشوند و چندان پاي بند به مرام نامه و حزب و قيودات ديگر از خودشان نشان نميدهند و به همين دليل است که آنچه که در ايران کار ساز است “نهضت” است و نه حزب و اين نهضت هاست که هميشه در اين کشور تاثير گذار بوده و تاريخ ساز. واقعا چرا چنين است؟ براي اينکه نهضت معمولا بر مبناي “نه” گفتن به يک پديده مثل سازمان ؛ جريان و يا حتي نظام موجود شکل ميگيرد… اما براي گفتن “آري” جمعي ؛ به تجميع و تطابق سليقه هاي مختلف نياز بيشتري است که به علت تضادهاي شديد طبقاتي ؛ فرهنگي و رسوم اجتماعي مختلف به راحتي امکان پذير نيست. مواردش در صد سال اخير :

در نهضت مشروطه بيش از آنکه بتوانيم از دست آورد مشروطه بهره برداري کنيم موفقيتمان را در شکست استبداد جشن گرفتيم و هکذا در نهضت ملي شدن نفت که گويا هدف عمده همانا جنگيدن با انگليسي ها بود تا بهره برداري از خود نفت. و در همين انقلاب اسلامي خودمان ديديم که در قسمت در افتادن با رژيم گذشته چه اتفاق بزرگي بود و پس از آن چه به جان هم  افتادني!!

 

تفريح بعضي ها هم تماشاي تفريح ديگران است

يکي دوماه قبل يکي از روزنامه ها عکس درشت دو زن کولي بچه به پشت را خيره به تصاوير در يک سالن  نمايش ؛ در بالاي صفحه ي اول خود تيتر کرده بود که:”تفريح بعضي ها هم تماشاي تفريح ديگران است”

 

ما با تفنگ و شلاق مشکلي نداريم به شرط آنکه

ما با تفنگ و شلاق مشکلي نداريم به شرط آنکه سر لوله تفنگ به طرف خودمان نباشد و شلاق خور کس ديگري باشد. از خاطرات خود بگويم که زماني يک رستوران درجه سه مرا بدون کراوات به رستوران راه نميداد حالا به جبران آن روزها در بسياري از اماکن با کراوات راه نميدهند

 

دموکراسي

من نميدانم مردمي که هنوز روي خط کشي کف خيابان نميتوانند حريم و حرمت همديگر را نگاه دارند اين دموکراسي را براي چه ميخواهند؟

 

مبارزه واقعي

سال 39 يا 40 بود دوره اغتشاش و شلوغي ؛ ما هم به اقتضاي سن 17 سالگي عاشث تعطيل کردن کلاس و به خيال خود “مبارزه”!!(بعد فهميديم مسئله سر وزير شدن يکي بود که شد). معلم فيزيک فهيمي داشتيم ؛ در اوج مبارزات مرا صدا زد و گفت چه ميکني ؟ گفتم مگر نمي بيني مبارزه… عليرغم انتظار تشويقي که از او داشتم گفت اگر واقعا ميخواهي مبارزه کني ميگويم چه بکن.گفت برو – درو همسايه ات را بگرد يک نفر را پيدا کن و خواندن و نوشتن يادش بده ….و من فکر کردم عجب مبارزه اي !! … حالا بعد از 4 يا 5 دهه به اينجا رسيده ام که هنوز دير نشده “مبارزه را بايد در ساخت جستجو کرد نه در انهدام”

 

اسلحه خطرناکتر

به نظر من هيچ اسلحه اي خطر ناکتر از باور اشباع شده غلط نيست . نمونه ها فراوان است هيتلر اگر باورش نشده بود که نژاد الماني برترين است و بقيه بايد که فرودستي کنند مطمئنا هرگز داراي چنين قدرت مخربي نميشدکه نيمه ي بزرگ دنيا را اين چنين به آتش و خون بکشد

برتولت برشت :”عده اي را براي هميشه و همگان را براي مدتي ميتوان فريفت ولي همگان را براي هميشه هرگز “

 

نبايد اجازه دهيم که تنها يک مرد بر ما حکومت براند

دقيقا نميدانم سابقه دموکراسي  خواهي در ايران از چه زماني است اما در کتاب تاريخ ايران باستان از مرحوم حسن پير نيا(مشيرالدوله)  از قول اوتانا(يکي از هفت نفري که بردياي دروغين را به زير کشيدند) امده: به نظرم ديگر نبايد اجازه دهيم که تنها يک مرد بر ما حکومت براند که نه نيک است و نه دلخواه؛ چگونه ممکن است سلطنت نيک و منظم باشد درحاليکه اجازه ميدهد يک مرد هر آنچه که ميخواهد انجام دهد بدون انکه جوابگو باشد

 

ابزار لازم براي دموکراسي

اين اصل است که براي هرکاري ابزاري لازم است. دموکراسي مورد درخواست من و شما هم مطمئنا از اين قاعده مستثني نيست. تا ابزارهاي مورد نياز آن را تا مين نکنيم محال است به آن برسيم و اگر هم تصادفا دري به تخته خورد و رسيديم ؛ نميتوانيم نگهش داريم. ناراحت نشويد همانطور که تا بحال نتوانسته ايم

 

فرصت طلب ؛ سازشکار

اينها آمدند و از قلب کليشه يي بسياري از معاني که ميتوانست مفاهيم بسيار سازنده اي را براي اين ملت داشته باشد دشنام هايي ساختند و در ادبيات سياسي کشور جا انداختند که جرات استفا ده از آنها را حتي از مخالفانشان سلب کردند. هي گفتند “فرصت طلب ” “سازشکار”  اما نگفتند آن فرصت طلبي که براي منافع مردم باشد به نفع مملکت باشد براي اغفال توده ها و سود منافع شخصي نباشد خودش يک امتياز است ….ويتنامي ها دقيقا در همان زمانيکه نيزه هاي چوبي شان در جنگل هاي اطراف هانوي امريکايي ها را هدف ميگرفتند همزمان به همت هيئت ديپلماتيک شان در پاريس ؛ دور يک ميز با امريکايي ها چاي و قهوه ميخوردند ؛ شرايط صلح را با چانه زني پيش مي بردند

 

به چه دليل اين شديم

اگر بپرسيد به چه دليل اين شديم ؛ مجبور خواهم شد فهرست وار تکرار کنم فقط فهرست وار شرمسارانه بگويم :

-         به دليل اين که ملتي هستيم بيگانه با تاريخ

-         حقيقت گريز و پنهان کار ؛ ظاهر ساز و قهرمان پرور ؛

-         خود محور و همه چيز دان بي برنامه و فرصت طلب و قانون گريز و به تبع ان مسئوليت ناپذير

-          و اگر اجازه دهيد و ناراحت نميشويد  حسود و پرتوقع

 

توهم شاه

شاه واقعا فکر ميکرد کارگرها را که در سود کارخانه ها شريک کرده ؛ به کشاورزان هم که زمين داده ؛ در خيابان ها هم که عبور ميکند ان طور! او واقعا باور کرده بود که مردم ديوانه وار او را دوست دارند! خارجي ها هم که خوب ميدانيم براي پولش آن جور تملق ميگفتند. اين توهم را آنقدر  ادامه داد تا آن روز گويا تاسوعاي سال 57 بود که با هليکوپتر از بالاي سر مردمي رد شد که با رکيک ترين الفاظ از اوياد ميکردند

 

→ ۱ دیدگاهدسته‌ها: خلاصه ای از کتابهاي جالب
برچسب‌ها: , ,

ايران ؛ تمام معايب يک مستعمره و محروم از مزاياي محدود آن

10/01/2010 · نوشتن دیدگاه

-         ايران در اوايل قرن 20 به الگوي استعمار کلاسيک نزديک شد.در سال 1236 ؛ 27 درصد صادرات ايران را پارچه هاي دستباف پنبه اي پشمي و ابريشمي تشکيل ميداد اما در اوايل قرن 20 اين عدد به 1 درصد کاهش يافت و به جاي آن  صدور مواد خام نظير ابريشم و پشم و پنبه افزايش يافت. صادرات عمده ايران را مواد خام نظير برنج خشکبار گردو ترياک تشکيل ميداد. در زمينه واردات ازدياد حجم دو فراورده واقعا تکان دهنده است يکي پارچه هاي ماشيني و ديگري چاي و قند و شکر بود

-         ايران صحنه رقابت دو قدرت بزرگ بريتانيا و روسيه ماند. ايران همه معايب يک مستعمره را دارا بود اما از مزاياي معدود مستعمره –مانند ايجاد صنايعي به سود استعمارگران  يا مقاصد نظامي شان بهبود نظام قضايي و مانند اينها – محروم ماند.بهترين گواه نبود توافق بين روسيه و انگليس براي احداث راه اهن است

-         قحطي بزرگ و فاجعه اميز 1248 تا 1251 مرگ نيم تا 1.5 ميليون از جمعيت 9 تا 10 ميليوني ايران .

-         در سال 1237 گندم و جو دومين کالاي صادراتي کشاورزي و 10 درصد از صادرات ايران بود. ولي 1248 تا 1273 حجم گندم صادراتي ايران 8 برابر شد اما ارزش ان 7 برابر کاهش يافت.در سال 1280 و بعد ان واردات گندم از صادرات پيشي گرفت

 

برگرفته از کتاب : مقاومت شکننده – تاريخ تحولات اجتماعي ايران     از صفويه تا سالهاي پس از انقلاب اسلامي  

نوشته   جان فوران      ترجمه احمد تدين

 

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: جامعه · خلاصه ای از کتابهاي جالب
برچسب‌ها: , ,

Integrating BI and Text Analysis

07/01/2010 · نوشتن دیدگاه

بحثهاي فراواني در مورد تاثير و فشار رسانه هاي دسته جمعي بر روي فعاليتهاي تجاري وجود دارد. يکي از مواردي که سازمانها براي بهبود کارايي تجاري خود از رسانه هاي دسته جمعي ميتوانند استفاده کنند ؛ ميتواند عبارت از ” درک و فهم بهتر صداي مشتريان خود” باشد.

آناليز متون که از منابعي مانند اتاقهاي گفتگوي Online ؛ وبلاگها ؛ بايگانيهاي مراکز تلفن ؛ سيستمهاي  CRM  ؛ آرشيو نامه هاي الکترونيکي ؛ بازديدها و… حاصل ميشود ؛ امکان دسترسي ؛ آناليز و کمي نمودن داده هاي ساخت نيافته را فراهم خواهد نمود . اين داده ها ي ساخت نيافته ممکن است در مورد  ”خود سازمان ؛ محصول و يا خدماتي که سازمان ارائه مي نمايد” باشد.

بعد از آناليز متون اشاره شده ؛ امکان نمايش و تحليل داده ها با استفاده از ابزارهاي معمول BI  بمنظور بهبود کارايي سازمان وجود خواهد داشت. برخي نمونه ها شامل :

-         بهبود وفاداري ؛ ابقا و رشد مشتريان . بوسيله درک بهتر و عکس العمل به بازخوردهاي دريافتي از آنان در مورد محصول و خدمات  غ که کمک به افزايش سود خواهد نمود

-         بهبود کيفيت محصول و خدمات . بوسيله  تعيين پي آمدها و تمايلاتي که شناخته شده و قابل فهم نيستند. که اين امر به دليل اطلاعات نهفته درون متون مي باشد. اين موارد کمک خواهد نمود تا هزينه ها کاهش يابد

شکلهاي زير نمونه اي از شکلهاي داشبورد “صداي مشتريان” مي باشد که از آناليزور متون  SAP  استفاده مينمايد . اينها از متون با فرمت آزاد برگرفته از رضايتمندي مشتريان اخذ شده است

 

 طور سنتي تنها راه استفاده از توضيحات ساخت نيافته مشتريان   عبارت از صرف زمان زياد و بررسي و مرور و علامتگذاري آن مي باشد. با آناليز متون ؛ فرآيند کلاسه بندي هر مورد بصورت اتوماتيک انجام ميگردد.

بعنوان مثال نمودار دايره اي مشخص ميکند که چه مقدار از پاسخها مثبت ؛ منفي و يا بيطرف بوده  است

 

  صفحه مربوط به رقبا نيز توضيحاتي در مورد علاقه و يا عدم علاقه از طريق منابع اينترنتي مانند اتاقهاي گفتگو و يا وب لاگهاست.

 

 صفحه مربوط به نواحي ؛ بيانگر مشکلات مربوط به محصولات و خدمات مربوط به يک ناحيه جغرافيايي است.

اين نوع از اطلاعات ميتواند به مشخص نمودن تمايلات و علاقه مندي افراد يک ناحيه جغرافيايي کمک نمايد.بدين طريق امکان ارائه خدمات بازاربهتر را فراهم خواهد نمود.

پتانسيل بالقوه اي که در رابطه با آناليز متون و استفاده آن در  BI  وجود دارد سازمانها را قادر خواهد نمود تا درک عميقتر و بهتري از مشتري خود داشته باشند و بدين وسيله قادر خواهند بود تصميمات خوبي گرفته و برنامه هاي استراتژيک  خود را بهبود دهند.

 

منبع : وبلاگهاي  SAP  :  http://www.sdn.sap.com

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: .ERP. · ديگر نوشته های من
برچسب‌ها: ,

فرصت طلب ؛ سازشکار

02/01/2010 · نوشتن دیدگاه

اينها آمدند و از قلب کليشه يي بسياري از معاني که ميتوانست مفاهيم بسيار سازنده اي را براي اين ملت داشته باشد دشنام هايي ساختند و در ادبيات سياسي کشور جا انداختند که جرات استفا ده از آنها را حتي از مخالفانشان سلب کردند. هي گفتند “فرصت طلب ” “سازشکار”  اما نگفتند آن فرصت طلبي که براي منافع مردم باشد به نفع مملکت باشد براي اغفال توده ها و سود منافع شخصي نباشد خودش يک امتياز است ….ويتنامي ها دقيقا در همان زمانيکه نيزه هاي چوبي شان در جنگل هاي اطراف هانوي امريکايي ها را هدف ميگرفتند همزمان به همت هيئت ديپلماتيک شان در پاريس ؛ دور يک ميز با امريکايي ها چاي و قهوه ميخوردند ؛ شرايط صلح را با چانه زني پيش مي بردند

حسن نراقي     پي نکته هايي بر جامعه شناسي خودماني

→ دیدگاهی بگذاریددسته‌ها: جامعه
برچسب‌ها: ,